حدیث

مطالب دسته ی "حضرت رقیه (س)"

شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ شعرسوم محرم ـ مجموعه ششم

شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ شعرسوم محرم ـ مجموعه ششم

آسمان تیره و تاریک و کدر بود در آن دم
سحری داشت پر از غم سحری مثل محرم
سحری تیره تر از هر شب تاریک
و سیه تر ز سیاهی نه چراغی نه شهابی و نه ماهی
در آن صحنۀ تاریک و در آن ظلمت یک دست
فقط سوسوی یک تکه ستاره دل شب
چشم نواز همگان بود در عالم
و در این شب شب تاریکتر از شب
و ز هر درد لبالب
به صفی می گذرند از دل یک کوچه تنی چند ز اشراف
خدایا چه خبر هست؟
که اینگونه شتابان و نمایان
به میان دو صف از فوج نگهبان
ز گذر می گذرد
آه کجا؟
آه چرا؟

 

ادامه مطلب.

ادامه مطلب ...
شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها – مجموعه پنجم

شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها – مجموعه پنجم

تا نگاهــــم به سرت خوردسرم درد گرفت        
ورم پلــــــــــــک دو چشمان ترم درد گرفت

خم شدم بوسه زدم بر لـــــــب و دندانهایت     
آمدم پاشـــــــوم  امــــا کمــــــــرم دردگرفت

خشک شد بس که به درمانده دو چشمم، اما
سینه و قلب و عروق و جگرم درد گرفت

شکل خوابیدن بی دغــــــــدغه یادم رفته
بس که این چند شبه دور وبــرم درد گرفت

دست و پا گـــیر شده سرفه و تنگی نفسم
سینه ام خرد که شد، بـــال و پرم درد گرفت

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
اشعار شب سوم محرم _ شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ مجموعه چهارم

اشعار شب سوم محرم _ شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ مجموعه چهارم

دست از سرم بردار من بابا ندارم
زخمی شدم بهر دویدن پا ندارم

گیسو سپیدم؛ احترامم را نگه دار
سیلی نزن؛ من با کسی دعوا ندارم

باشد بزن چشم عمو را دور دیدی
من هیچ کس را بین این صحرا ندارم

زیبایی دختر به گیسوی بلند است
مثل گذشته گیسوی زیبا ندارم

این چند وقته از در و دیوار خوردم
دیگر برای ضربه هایت جا ندارم

تا گیسویم را ز دستانت درآرم
غیر از تحمل چاره ای اینجا ندارم

گفتم به عمه از خدا مرگم بخواهد
خسته شدم میلی به این دنیا ندارم

گیرم که پس دادند هر دو گوشوارم
گوشی برای گوشواره ها ندارم

 

ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...
اشعارشب سوم محرم اشعارشب سوم محرم ـ مجموعه سوم

اشعارشب سوم محرم اشعارشب سوم محرم ـ مجموعه سوم

 

 

همه شادند دخترت گریان    همه خوابند دخترت بیدار
خیلی امروز مردم این شهر    دادنم با نگاهشان آزار

دخترت را ببر به همراهت   خسته از دست روزگار شده
یا که تشخیص تو شده مشکل   یا دو چشم رقیه تار شده

گر به دور سرت نمی گردم     پر پرواز من شکسته شده
مثل سابق زبان نمی ریزم    دو سه دندان من شکسته شده

وسط ازدحام وخنده ی شام   بغض تنهایی ام ترک میخورد
هرکجایی که گریه میکردم   عمه ام جای من کتک میخورد

 

ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...
اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ اشعار شب سوم محرم ـ  مجموعه دوم

اشعار شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ اشعار شب سوم محرم ـ مجموعه دوم

دل آسمان میل دارد ببارد

که ویران نشینی ما گریه دارد

 

سرانگشت مشکل گشایم ضعیف است

که خار از کف پای من دربیارد

 

ادامه مطلب…

 

ادامه مطلب ...
مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها ـ اشعارشب سوم محرم ـ مجموعه اول

مرثیه حضرت رقیه سلام الله علیها ـ اشعارشب سوم محرم ـ مجموعه اول

بابا بنگر رویِ به هم ریخته ام را

وا کن گره یِ موی به هم ریخته ام را

 

دیگر رمقی نیست به رویت بگشایم

چشم تر ِ کم سویِ به هم ریخته ام را

 

من فاطمه ی شام شدم خُرده نگیری

لرزیدنِ بازوی به هم ریخته ام را

 

ادامه مطلب…

 

ادامه مطلب ...