حدیث

مطالب دسته ی "حضرت عباس (ع)"

اشعارشب تاسوعا ـ شعرشهادت حضرت عباس  علیه السلام ـ مجموعه پنجم

اشعارشب تاسوعا ـ شعرشهادت حضرت عباس علیه السلام ـ مجموعه پنجم

اشعارشب تاسوعا اشعارشب تاسوعا – شاعرناشناس چشمان خویش واکن و بنگر که مادرم اینجا کنار پیکر توست ای برادرم تنهایم و مقابل این خیل دشمنان عباس من به غیر تو کس نیست یاورم با رفتنت امید رباب نا امید شد با رفتن تو میرود از دست اصغرم لرزه فتاده است به دستانم و چسان این […]

ادامه مطلب ...
اشعارشهادت حضرت عباس علیه السلام ـ مجموعه چهارم

اشعارشهادت حضرت عباس علیه السلام ـ مجموعه چهارم

خوردی زمین و حیثیت لشکرم شکست
اصلی ترین ستون خیام حرم شکست

فریاد های «انکسری» بی دلیل نیست
در اوج درد تکیه گه آخرم شکست

از ناله های «یا ولدی» در کنار تو
معلوم شد که باز دل مادرم شکست

درد مرا فقط پدرم درک می کند
دیدم چگونه بال و پر جعفرم شکست

ساق عمود در سر تو گیر کرده است
نعره زنم که وای سر حیدرم شکست

تو در میان علقمه از پا نشستی و
در بین خیمه ها سپر خواهرم شکست

وقتی عمود خیمه کشیدم سکینه گفت:
دیدی غرور ساقی آب آورم شکست

آن شب که سوخته ها همه دور زینب اند
گوید عمو کجاست ببیند سرم شکست

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
شعرشب تاسوعا – شعرشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ مجموعه سوم

شعرشب تاسوعا – شعرشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ مجموعه سوم

ای عالمین تشنه ی دریای رحمتت
ای آبروی اهل ولا از محبتت
 
ای ماه هاشمی قمر خانه ی علی
روی خدا عیان شده در نور صورتت
 
پیشانی بلند تو هر شب به سجده بود
خیل ملائکه همه محو عبادتت
 
مرد خدایی و به خدا می خورم قسم
حتی خود خداست اسیر محبتت

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...
شعرشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ شعرشب تاسوعا ـ مجموعه دوم

شعرشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ شعرشب تاسوعا ـ مجموعه دوم

شعرشهادت حضرت ابالفضل شعرشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ حسن لطفی ای بزرگ قبیله ی دریا مرد شب های روشن صحرا قصه ی خواب کودکان حسین ذکر نجمه، رباب با لیلا میرسد از کنار گهواره لای لای عمو عمو سقا وقت رفتن برای آب انگار میرود طور، حضرت موسی تا که می آید از شریعه […]

ادامه مطلب ...
اشعار شب تاسوعا _اشعارشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ مجموعه اول

اشعار شب تاسوعا _اشعارشهادت حضرت ابالفضل علیه السلام ـ مجموعه اول

یک وقت ز خانه ات جوابم نکنی

با لفظ برو، خانه خرابم نکنی

 

می ترسم از آن لحظه که روز عرثات

در زمره ی نوکران حسابم نکنی

 

پیش نظر سینه زنانت محشر

بیچاره ی رو سیه خطابم نکنی!؟

 

نزدیکی درب دوزخ آقای بهشت

با بستن پلک خود عذابم نکنی

 

سوگند به جان مادرت، ای آقا

شرمنده ی روی بوترابم نکنی

 

فردای قیامت سر حوض کوثر

با هُرم نگاه خویش ،آبم نکنی

 

ای ساقی تشنه لب دلت می آید

مهمان پیاله ای شرابم نکنی؟

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...