حدیث

مطالب دسته ی "عبدالله بن الحسن (ع)"

اشعارشب پنجم محرم – مجموعه دوم

اشعارشب پنجم محرم – مجموعه دوم

گاهی دلم برای پدر تنگ می شود
دلگیر از این زمانۀ نیرنگ می شود

اینجا کسی یتیم نوازی نمی کند
اینجا نصیب صورتمان چنگ می شود

عمه بیا اجازه بده تا رها شوم
رحمی بر این یتیم که دلتنگ می شود

عمه بگو چگونه تماشا کنم، ببین
دارد سرِ عبایِ عمو جنگ می شود

پیراهنی که داشت عمویم سپید بود
از فرط زخم، قرمز پُر رنگ می شود

من می روم سپر بشوم حیف کوچکم
پیشانی اش ولی هدف سنگ می شود

ناکام اگر که من بروم باز بهتر است
این زندگی بدون عمو ننگ می شود

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
اشعار شب پنجم محرم – روضه حضرت عبد الله بن حسن علیه السلام ـ مجموعه اول

اشعار شب پنجم محرم – روضه حضرت عبد الله بن حسن علیه السلام ـ مجموعه اول

اشعارشب پنجــــــــــــم محــــــــــــــــــرم

 

می رسد از گوشه مقتل صدای مادرش

ای زنا زاده بیا و دست بردار از سرش

 

گیسوان مادر ما را پریشان می کنی

بی حیا با خنجرت بازی مکن با حنجرش

 

تو نمی بینی مگر غرق مناجات است او

پای خود برداراز روی لبان اطهرش

 

دل مسوزان بی حیا عمه تماشا می کند

با نوک نیزه مکن پهلو به پهلو پیکرش

 

دست من از پوست آویزان به زیرتیغ تو

تا سپر باشد برای ناله های آخرش

 

نیزه بازی با تن بی سر زمن آغاز کن

طعمه  نیزه  مگردانید جسم اصغرش

 

از ضریح سینه اش برخیزای چکمه به پا

پای خود مگذار روی بوسه پیغمبرش

 

دیر اگر برخیزی ازجای خودت یابن الدعی

عمه نفرین کرده دست خود برد بر معجرش

 

مطالعه بیشتر….

ادامه مطلب ...