شعر گودال قتلگاه – شعرعصرعاشورا – مجموعه اول

شعر گودال قتلگاه – شعرعصرعاشورا – مجموعه اول

خواهشمندم اشعاردرحال وهوای عاشورایی خوانده شود

تاحق مطلب اداشود درغیراینصورت مدیونید

لشگر آن دم که بر سرش میریخت
همه اعضای پیکرش میریخت

سنگ از بس به صورتش میخورد
لب و دندان اطهرش میریخت

از هجوم همه سویِ گودال
ناگهان قلب خواهرش میریخت

مادرش تا که دید شمر آمد
چادر خاکی از سرش میریخت

سر که شد از تنش جدا دیدند
چند دندان ز حنجرش میریخت

معجر از کودکان که میبردند
آبروی برادرش میریخت

 

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...