حدیث

مطالب دسته ی "امام محمد باقر (ع)"

اشعار شهادت امام محمدباقر علیه السلام _ مجموعه سوم

اشعار شهادت امام محمدباقر علیه السلام _ مجموعه سوم

چه کشیدی در آن غروبی که
نیزه ها ازدحام می کردند
سنگها بر لبی ترک خورده
بوسه بوسه سلام می کردند
 **
دل تو روی نیزه ها می رفت
دستهایت اسیر سلسله بود
قاتلت زهر کینه ها، نه نه!
قاتلت خنده های حرمله بود
 **
جان سپردی همان غروبی که
عشق بر روی نیزه معنا شد
دل تو در هجوم مرکب ها
بین گودال ارباً اربا شد

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر علیه السلام ـ مجموعه اول

مرد سجاده، مرد نافله ها
مرد شب زنده دار قافله ها
 
مردی از جنس آیه تطهیر
خستگی های بردن زنجیر
 
هم سفر با ستارهٔ غم هاست
«کربلا زاده» محرّم هاست
 
هم نژاد امام بی کفنان
دومین مرد کاروان زنان
 
راه طی کردهٔ بیابان ها
قدم زخمی مغیلان ها
 
یاد خون طپندهٔ گودال
خنده های زنندهٔ گودال
 
زخم بال و پر کبوترها
پا به پای اسارت سرها
 
غیرت دست بسته محمل
شاهد التماس دخترها

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

اشعار شهادت حضرت امام محمد باقر(ع)_ ذیحجه93

گرد و غبار راه توام می تکانی ام ؟
نه… باخودت مرا به خدا می رسانی ام
 
از ابتدای خلقت ام آقای من شدی
صبح و مسا شاکر این مهربانی ام
 
وقتی که دور میشوم از تو زمینی ام
وقتی که با توام بخدا اسمانی ام
 
در راه تو فنا شدن ام عشق بازی است  
آقا فدای تو همه ی زندگانی ام
 
آقای خوب من پدر و مادرم فدات
آقای خوب من به فدایت جوانی ام
 
داری میان روضه ی خود می کُشی مرا
داری مرا به کرببلا می کِشانی ام
 
آماده ام حضرت آقای روضه خوان
امشب بیا برای دلم روضه ای بخوان

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_حبیب الله موحد

من غصّه دار غصّه های بی قرینم
من کربلا را یادگار آخرینم
من یادگار روزهای خاک و خونم
من یادگار چهره های لاله گونم

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_شاعرناشناس

خسته در بند غمم،بال و پرم میسوزد

نفسم با جگر شعله ورم میسوزد

با دلم زهر چه كرده است خدا می داند

جگرم نه كه ز پا تا به سرم میسوزد

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_مهدی نظری

نگاه چشم ترم کل صحنه ها را دید

در این میان فقط از دست زجر می ترسید

 اگرچه سینه ام از هُرم زهر می سوزد

ولی وجود من از داغ کربلا خشکید

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_شاعرناشناس

وسط حجره تنش روی زمین افتاده

بین گرداب بلا فرض خطر معلوم است

 

باقر آل پیمبر بدنش می لرزد

در شب حادثه ای تلخ سحر معلوم است

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_رضارسول زاده

هزار خاطره ی غم نمی رود از یاد

غروب سرخ محرم نمی رود از یاد

به گاهواره ی خالی اصغرم سوگند

رباب و خیمه ی ماتم نمی رود از یاد

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_علیرضاخاکساری

گرد و غبار راه توام می تکانی ام ؟

نه… باخودت مرا به خدا می رسانی ام

از ابتدای خلقت ام آقای من شدی

صبح و مسا شاکر این مهربانی ام

وقتی که دور میشوم از تو زمینی ام

وقتی که با توام بخدا اسمانی ام

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...

شهادت امام باقر(ع)_شاعرناشناس

با بي کسي و غربت و غم مي سازيم

با شيون و آه دم به دم مي سازيم

سوگند به آن چهار قبر خاکي

يک روز برايتان حرم مي سازيم

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...
  • صفحه ی 1 از 2
  • 1
  • 2
  • <