حدیث

مطالب دسته ی "اشعار شهادت"

اشعاررحلت رسول اکرم (ص) ــ صفر93

کم گریه کن که گریه امانت بریده است
گویا که وقت رفتن بابا رسیده است

 حق داری از غمش به سرو سینه می زنی
چون مثل او کسی به دو عالم ندیده است

 در روز آخرش چه شده این چنین نبی
جز اهل بیت تو زهمه دل بریده است

 بر روی سینه اش حسنین ناله می زنند
اشکش بر ای هر دو زغم ها چکیده است

 برگو که مرتضی چه شنیده کنار او
رنگش چنین زطرح مسائل پریده است

 اینجا همه برای شما گریه می کنند
چون از سقیفه بوی جسارت وزیده است

 

ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...
اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه ـ مجموعه اول

اشعار بازگشت کاروان اهل بیت به مدینه ـ مجموعه اول

آمدم از سفر ،مدینه سلام
خسته و خون جگر مدینه سلام

با شکوه و جلال رفتم من
دیده ای با چه حال رفتم من

وقت رفتن غرورِ من دیدی
آن شکوهِ عبورِ من دیدی

محملم پرده داشت یادت هست؟
جای دستی نداشت یادت هست

ثروت عالمین بود مرا
دلبری چون حسین بود مرا

دستِ عباس پرده دارم بود
علی اکبرم کنارم بود

 

 ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...
شعر اربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه چهارم

شعر اربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه چهارم

 قسم به چادر خاکی دختران حرم
که بوی دود هنوز از خیام می آید
 
ز عطر پیروهن کهنه می توان فهمید
که بوی یک سفری ناتمام می آید
 
کنار قبر پر از فیض اکبر و عباس
امان که زینب والا مقام می آید
 
رباب با قدحی شیر می رسد از راه
سکینه با سبدی از طعام می آید

 

ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...
شعراربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه سوم

شعراربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه سوم

آسمان سر به زیر شد ای وای
خواهر تو اسیر شد ای وای
قسمت پاره های پیکر تو
تکه های حصیر شد ای وای
 نگران رباب هستم من
در چهل شب چه پیر شد ای وای
رفت عباس و هر کس و ناکس
سر طفل تو شیر شد ای وای
شکم خالی سه ساله تو
لگدی خورد و سیر شد ای وای
حوریت در خرابه ملعبه ی
عقده ها از غدیر شد ای وای
سهم طفلان وحی خیرات و
لقمه های پنیر شد ای وای
اشک هامان بساط تفریح
مردمانی حقیر شد ای وای
 
رفتی و شعله گشت یاور من
معجرم را ببین برادر من
 

ادامه مطلب….

 

ادامه مطلب ...

شعرمناجات باامام حسین(ع) _ پیاده روی کربلا ــ محمود ژولیده

کاش پایِ دلِ ما هم به نوایی برسد
اربعینی ، حرمی ، کرب و بلایی برسد

آری آقاتر از آنی تو که راهم ندهی
دارم امید که از دوست ندایی برسد

خاک پای همه زوّارِ تو روی چشمم
این غباری است که از تازه هوایی برسد

در دل این همه جمعیّت مشتاق گُمم
مگر الطاف کریمی به گدایی برسد

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
اشعار اربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه اول

اشعار اربعین امام حسین علیه السلام ـ مجموعه اول

به عالم صبر را آموخت زینب
به پای دوست عمری سوخت زینب
میان کوفیان با صوت حیدر
دهان دشمنان را دوخت زینب
***
به روی خاک ها غمگین نشسته
به گریه روضه ها می خواند خسته
گذشت، اما هنوزم باورم نیست
مرا بردند کوفه دست بسته !

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
شعراسارت درشام ـ مجموعه اول

شعراسارت درشام ـ مجموعه اول

خدا بخیر کند باز ازدحام شده

زمان روضه جانسوز شهر شام شده


تمام شهر برای نظاره جمع شدند

عذاب حضرت زینب نگاه عام شده


یهودیان به تلافی خیبر آمده اند

زمان سنگ زدن وقت انتقام شده


تمام صورت آقا بروی نی خون است
سرش شکسته ز بس هتک احترام شده

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ شعرسوم محرم ـ مجموعه ششم

شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها ـ شعرسوم محرم ـ مجموعه ششم

آسمان تیره و تاریک و کدر بود در آن دم
سحری داشت پر از غم سحری مثل محرم
سحری تیره تر از هر شب تاریک
و سیه تر ز سیاهی نه چراغی نه شهابی و نه ماهی
در آن صحنۀ تاریک و در آن ظلمت یک دست
فقط سوسوی یک تکه ستاره دل شب
چشم نواز همگان بود در عالم
و در این شب شب تاریکتر از شب
و ز هر درد لبالب
به صفی می گذرند از دل یک کوچه تنی چند ز اشراف
خدایا چه خبر هست؟
که اینگونه شتابان و نمایان
به میان دو صف از فوج نگهبان
ز گذر می گذرد
آه کجا؟
آه چرا؟

 

ادامه مطلب.

ادامه مطلب ...
شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها – مجموعه پنجم

شعرشهادت حضرت رقیه سلام الله علیها – مجموعه پنجم

تا نگاهــــم به سرت خوردسرم درد گرفت        
ورم پلــــــــــــک دو چشمان ترم درد گرفت

خم شدم بوسه زدم بر لـــــــب و دندانهایت     
آمدم پاشـــــــوم  امــــا کمــــــــرم دردگرفت

خشک شد بس که به درمانده دو چشمم، اما
سینه و قلب و عروق و جگرم درد گرفت

شکل خوابیدن بی دغــــــــدغه یادم رفته
بس که این چند شبه دور وبــرم درد گرفت

دست و پا گـــیر شده سرفه و تنگی نفسم
سینه ام خرد که شد، بـــال و پرم درد گرفت

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...

اشعار مسیر کوفه تا شام ـ سیدپوریاهاشمی

مُهر فراغ بر جگرم خورد بی حسین
زخم خزان به برگ و برم خورد بی حسین

میخواستم نسوزم ازین شعله ها ولی
آتش به روی بال و پرم خورد بی حسین
 
من که شب سیاه ندیدم تمام عمر
تیر سه شعبه بر قمرم خورد بی حسین

 

ادامه مطلب…..

ادامه مطلب ...