اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  شاعر ناشناس

 

بهترین نقطه دنیا صَحن مولا حیدر است
آن که گشته مالک دنیا و عُقبا حیدر است

آبرو دارم من از شمس جمال مرتضی
آن که کرده قلب ما را چو ن مُصَفا حیدر است

فخر من باشد به عالم شیعه مولا شدم
شیعگی من فقط از لُطف آقا حیدراست

گر نگویند کافرهستم مردمان این جهان
فاش گویم که خدای المُثَنا حیدر است

او یداللهّ ، اسداللّه و شمشیر خداست
اهل عالم صاحب عرش مُعَّلا حیدراست

دست خود بر دامن لطفش بزنم من تا ابد
آن که هرگز رد نکرده چو گدا را حیدر است

نور خورشیدی که این گونه تلألو می زند
بی شک از نور رُخ زیبای مولا حیدر است

تا نگاهم به سر ایوان طلایت می خورد
می نویسم بهترین بهترینها حیدر است

فتح خیبر که شده شُهره در آفاق وجود
کمترین کار امیر جان و دلها ، حیدر است

من نباشم لایق مدح شهنشاه نجف
آنکه باشد از دو دنیا فوق والا حیدر است


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  محمد قانع

آن گونه ای که عطر ز شیشه فرار کرد
عاشق فرار از همه عالم به یار کرد
دل را نفوذ چشم خُمارَت شکار کرد
در بُهت و حیرتم که نگاهت چه کار کرد..!
ما را به روی بال ملائک سوار کرد
?
سنگ دلم به یک نگهت کیمیا شود
از بند جُرم خِبط و مَعاصی رها شود
هرکس به درد عشق شما مُبتَلا شود
بی شک شُبهه شامل لُطف خدا شود
بی چاره آن که از سرکویت  فرار کرد
?
صیدی که خود نشسته به دام شما منم
مست و خراب باده ی جام شما منم
در آرزوی بوسه ز کام شما منم
از کودکی همیشه غُلام شما منم
خالق مرا فقیر و تو را سفره دار کرد
?
چون مرتضی علی به دو عالم نگار کیست؟
آیینه دار حضرت پروردگار کیست؟
جبریل را معلّم و آموزگار کیست؟
حِصن حَصین و ناجی و مُنجی ز نار کیست؟
صِفر مرا خدا به ولایت هزار کرد…!
?
آن ذرّه ای که از نظرت آفتاب شُد
در بین خُم نشسته و آخر شراب شُد
هر کس چشید از مِی ات عالیجناب شُد
باده ز فیض دست تو خوردن ثواب شُد
چشم مرا پیاله چشمت خُمار کرد
?
ذکرت مرا به رقص جنون در بیاورد
فطرس به یمن کودک تو پر بیاورد
خالق اگر دوباره پیمبر بیاورد
کی شرزه ای شبیه به حیدر بیاورد؟
حتّی خدا به خلقت تو افتخار کرد…
?
تو درب شهر علم رسول مؤیدی
واضح ترین تلالؤ اَنوار سرمدی
از پای تا به سر تو تماما محمدی
از بس که مست بوی گُل یاس احمدی…
…زهرا تو را برای خودش اختیار کرد
?
در بین سفره نان حلالم تویی علی
درسرنوشت و طالع و فالم تویی علی
دارم یقین که اوج کمالم تویی علی
بی شک همای رحمت عالم تویی علی
الحق که خوب وصف تو را "شهریار" کرد!!
?
بر من مَسّیر عشق و غمت را نشان بده
بر مِیَتم ز لُطف و عنایت تو جان بده
بر این اسیر بی کس و کارت اَمان بده
بی پَرده گویمت ، به سگت اُستخوان بده
مِهرَت حواس و هوش مرا تار و مار کرد
?
یک رشته از عَبای تو  سُکان آسمان
خال لب تو  نقطه پرگار این جهان
خاک ره تو سُرمه چشمان عاشقان
جاروی صَحن فاطمه ات با فرشتگان
عالم به دور فاطمه ی تو مدار کرد


**************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  قاسم احمدی

خدای ما یکی آن هم فقط خدای علی 
علی برای یکی و یکی برای علی 

تمام عالم اگر از علی جدا بشوند 
ببین که ریخته جانش، به زیر پای علی 

تمام شهر مریض زر اند و زور و ریا 
در این میانه یکی هست مبتلای علی 

وجوب بعثت احمد به لطف دختر اوست 
سرای دختر او شد چنین حرای علی 

خدا اگرچه محمد به مصطفایی خواند 
شده ست فاطمه اش تا که مصطفای علی 

به شادی و به غم مرتضی کنارش بود 
همیشه همره او بوده پا به پای علی 

نداشت طاقت اینکه غم علی بیند 
شهید راه بلاها و غصه های علی 

تمام شهر مدینه یکی یکی در زد 
که، های مردم تا آخرت گدای علی 

که جانشین نبوت، امامت علی است 
نشسته فتنه گری، از چه رو به جای علی؟ 

میان ماذنه هاتان علی، ولی الله ست 
تمام دین خدا هست در ولای علی 

اگر که میخ دری مانعش نمی گردید 
نمی رسید به دست عدو عبای علی 

کنار پیکر زهرا همان مکانی است 
که می رسد به دو عالم نوای وای علی 

نه مالک و نه حذیفه،نه میثم و سلمان 
کسی نبوده مثالش شود فدای علی 

دگر به نقشه ی ملجم، به تیغ کاری نیست 
نشسته خار کس دیگری به نای علی 

چه حیف دشمنان علی زود فهمیدند 
بقای فاطمه باشد همان بقای علی 


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مجتبی خرسندی

از پیمبر یا خدا درباره ی حیدر بپرس 
یعنی از گوهرشناسان قیمت گوهر بپرس 

معنی مرد خدا را نیمه شب از نخل ها 
معنی شیر خدارا روز از لشکر بپرس 

هیچ دیواری نمی شد مانع راه علی 
از شکاف کعبه و دروازه ی خیبر بپرس 

نه !فرار از جنگ هرگز درمرام شیر نیست 
قصه را از بدر یا احزاب یا خیبر بپرس 

در دل تاریخ آوای ((سلونی)) زنده است 
مشکلات سخت را از صاحب منبر بپرس 

گاه برترمی شود یک نوکر از صد پادشاه 
این تناقض علتی دارد که از قنبر بپرس 

درجهنم با علی یا در بهشت بی علی؟ 
شوق آتش را از ابراهیم پیغمبر بپرس 

جمع خواهد شد محمد با علی در یک بدن؟ 
ما نمی فهمیم این را از علی اکبر بپرس 


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  محمد حسین ملکیان

کسی دکان نگشوده ست بی جوازعلی
که رزق هیچ کسی نیست بی نیازعلی

خدا به داد ترازوی عادلان برسد
اگر حساب بسنجند با تراز علی

جهان سوال بزرگی ست، کشف خواهدشد
اگر که چاه بگوید چه بود راز علی

گره به کار خود انداختی طناب! چرا؟
چه خواستی که نداده ست دست باز علی

بپرس از آنکه دو دستی غلاف راچسبید
چه دیده از دو دم تیغ یکه تاز علی

به کوفه نیست امیدی که مسجدش نشکست
نماز هیچ کسی را به جز نماز علی


*************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مهدی رحیمی (زمستان)

خبر،نبی ست دراین جمله، مبتدا علی است
هم ابتدا علی است و هم انتها علی است

اگر شکاف یمانی مؤَیّد حج است
منا ومشعر علی، مروه و صفا علی است

دو دسته اند خلایق به دادگاه خدا
کسی که بی علی است و کسی که با علی است

اگر علی ست یدالله باشد ای زاهد
تورا خداست دراین عالم و مرا علی است

ظرافتی ست دراین کفر تازه، ازاین پس
نگو علی ست خدا،نه، بگو خدا علی است

علی بس است، که فهمیده ام ز ردُّالشَّمس؛
کسی که کرده قضا را فقط ادا علی است

نبی که دست ولی را گرفت دانستم
تمام کار جهان دست مرتضی علی است

بیت هشتم:
رضای حق به رضای رضاست وابسته
وَ آنکه داشته است از رضا، رضا علی است

دو تا به کرب و بلا و چهارتا معصوم
حوائج همه در دست چند تا علی است

حسین رفت به گودال تا عیان بشود
شهید واقعی دشت کربلا علی است

به شیعگی خودت فخر کن که در معراج
کلام آخر پروردگار یاعلی است


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – مهدی رحیمی (زمستان) 

گل که شد مقصود حتی خار حاجت می دهد
خار با تو می شود گلزارحاجت می دهد

زینب و زهرا بماند فضه هم جای خودش
توی این خانه در و دیوار حاجت می دهد

گرچه ایام عزای فاطمه این روزهاست
ذکر یا حیدر ولی بسیار حاجت می دهد

حب مولا را میان قلب خود تشدید کن
چون که زهرا طبق این معیار حاجت می دهد

فاطمه باذکر مولا می دهد کرببلا
کعبه گر با ذکر استغفار حاجت می دهد

فاطمیه شد اذان را نیز با حاجت بگو
یاعلی وقتی شود تکرار حاجت می دهد

از طبیبان جهان باید بپرسی که چطور
درمیان بستر این بیمار حاجت می دهد

شعله میداند که از نزدیک شاهد بوده است
فاطمه بین در و دیوار حاجت می دهد


*****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  نرگس غریبی

لبهای قلم باز ، ز وصف تو کم آورد
در شأن خودت غیر خودت نیست سزاوار

هفتاد فلک ، سجده به پاهای تو رفتند
تسبیح سماوات شده ، حیدر کرار

دریای عجائب که حسن سازد و زینب
کلثوم و حسین ، گوهر نایاب ،به تکرار

با ناد علی ، هر گرهی لب بگشاید
این عین یقینست ، نه در سایه ی انکار

توحید و خدا ، در سکناتش به لب آید
این ریشه به حقانیت و عشق دهد بار

هرکس که خدا خواهد و وحدانیتش را
باید به علی رو بزند ، از سر اجبار

بر سفره ی او آدم و نوحست و سلیمان
جن و ملک و انس به این ریشه گرفتار

تسبیح علی یارب و، رب نام علی را
در خلقت عالم به یقین برده دوصد بار

خیبر شکن و خط شکن و نیزه شکن بود
اینگونه تجلی کند این تحفه ی دادار

هرکس که علی را به امامی نشناسد
ناچار بلغزد ز صراطش به دم نار

تا نام علی ورد زبان نیست نشاید
با نام علی باز شود عقده ی هر کار

شب طرفه ی زلفیست ، که افتاده به پایش
والیل ، که غیر از تو شهی نیست ، صداقرار

من مرتضوی ، فاطمی و زینبی هستم
من حیدریم ، این صفتم را بزنم جار

در آتش این عشق ، تب فاطمه میسوخت
در راه علی تحفه شد این ، در گهر بار

در مهلکه ی آتش و دیوار و در و بغض
باعشق علی ، بیعت خون داد به مسمار

توحید خدا معرکه در ، آتش و غم برد
رفتست به امداد علی با تن بیمار

در عشق شده  غوطه ور از آتش نمرود
رفتست به خیبر شکنی باز ، على وار

ای مست قلم ، از چه نوشتی که کم آمد
از مدح علی ، بی مددش دست نگهدار

عالم که فدایی شده با عشق تو حیدر
در شأن خودت غیر خودت نیست سزاوار


*******************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مهدی رحیمی (زمستان)

گفتند علی یک تنه با دست نگه داشت
در را نه که با دست که با شست نگه داشت

در را نه فقط لشکری از مرحبیان را
در پشت در قلعه به پیوست نگه داشت

نازم به دهانم که به شادی و به غصه
یک عمر علی گفت و مرا مست نگه داشت

پرونده ی اعمال مرا دید و خوشم که؛
حتی اگر از روی غضب بست، نگه داشت

تا دید که من گریه کن فاطمه هستم
می خواست مرا خط بزند، دست نگه داشت

ازبسکه علی بود و ولی بود به والله
در سایه ی اسمش همه را پست نگه داشت

از هستِ خودش_فاطمه_ دل کند و به این شکل؛
یک عمر برای من و تو هست نگه داشت

درپشت در سوخته در روضه اش آخر
مارا ته آن کوچه ی بن بست نگه داشت


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – مجتبی خرسندی 

از نسل سلمانیم و با تمار مأنوسیم
آری که ما ازکودکی با دار مأنوسیم

دلدار ما از روز اول مرتضی بوده است
تا روز آخر با همین دلدار مأنوسیم

مقصودما از ذکرهای مختلف مولاست
با یاحق و یا هو و یا کرار مأنوسیم

جانم علی ،جانم علی ،جانم علی جانم
از صبح تا شب با همین تکرار مأنوسیم

تنها به خلوت حق مطلب را ادا کردیم
با عشق ، این آیینه ی اسرار مأنوسیم

مانند ماهی که فقط با آب مأنوس است
ما نیز تنها با حریم یار مأنوسیم

نشر فضیلت های حیدر کار و بارماست
عمری اگر با کاغذ و خودکار مأنوسیم

هرروز نخل خویش را با گریه می بینیم
تا مرگ ، از عشق علی با دار مأنوسیم


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  قاسم احمدی

نماز صبح به شرط خشوع باید کرد 
ادای وقف به وقت رکوع باید کرد 

برای خواندن شعر از جلال والایت 
به استعانت از حق،شروع باید کرد 

ببین که شمس هم خبر از این دارد 
که با اجازه ی مولا طلوع باید کرد 

میان مدعیان، از چه رو تو حیرانی 
فقط بدان که به اعلم رجوع باید کرد 

هر آنکه پیش تو استاده کاش میدانست 
برابر تو دلاور خضوع باید کرد 

بگو به آنکه سرش ذوالفقار جارو زد 
علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد 


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – جعفر ابوالفتحی 

مثل زنبور که با شهد، عسل می سازد
حرکتت از بر آیات غزل می سازد

فرض، تمثال تو از روز ازل می سازد
ارض، با گودی چشم تو جبل می سازد

این چه سری است که در عرصه ی معراج، خدا
نزد چشمان نبی از تو بدل می سازد

تو نخواهی جمل از بطن، بَقر می سازد
تو بخواهی بقر از بطن، جَمَل می سازد

خالقت روز قیامت که همه حیرانند
با ولای تو ز افعال ، عمل می سازد

کعبه ، هستی و پس از رمی منیات ز دل
یوسف مصر سر از بهر تو کل می سازد

بطن هر آیه ی قرآن کریم از عملت
بهر پیغامبرش مِثل و مثَل می سازد

گرد منظومه چشم تو قمر می گردد
با طوافش ز دو چشم تو زحَل می سازد

قلم دهر به امر تو اثر می ریزد
مگر از نهی تو معلول، علل می سازد

قند حب دل هر شیعه ی افروخته را 
فاطمه در دل دریای تو حل می سازد

پسرت با دم شمشیر تو بر می خیزد
و ز قانون کلام تو ملل می سازد


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مهدی جهاندار

کو شب قدر که قرآن به سر از تنگ دلی
هی بگویم بعَلیّ ٍ بعلیّ ٍ بعلی

مطلعُ الفجر شب قدر، سلام تو خوش است
اُدخلوها بسلام ٍ ابدی ٍ ازلی

اولین پرسش میثاق ازل را تو بپرس
تا الستانه و مستانه بگوییم بلی

همه قدقامتیان را به تماشا بنشان
تا مؤذن بدهد مژدۀ خیر العملی

ای خوشا امشب و بیداری و الغوث الغوث
خوشترش خواب تو را دیدن و بیدار دلی…

کسی آن سوی حسینیّه نشسته است هنوز
همه رفتند، شب قدر تمام است؛ ولی-

باز قرآن به سرش دارد و هی می گوید
بحسین بن علی ٍ بحسین بن علی


*************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  عماد بهرامی

"نَزِلونٰا عَنِ الرُبوبیهَْ"..
گره در کار عقل افکنده..
جز خدایی ندیدم از حیدر ع..
من چگونه بخوانمش بنده..
 
الف و لام و میم سر مگوست..
معنی "آن کتاب" مولا بود..
از همان "ذٰلِکَ" که گفت خدا..
سر "لا رَیبَ فیهْ" پیدا بود .. (۱)
 
آیه آیه رموز پنهان است..
با علی ع این رموز پیدایند..
ما هدایت شدیم با حیدر ع..
متقین شیعیان مولایند.. (۲)
 
"لَیلَهُ القَدر نازلش کردیم"
شب قدر آمده ولایت او..
آن شبی که به سینهء احمد ص..
شده نازل ز حق محبت او..
 
آن غلام امام صادق ع گفت..
نکته ای در تعجبم آور..
موقع خواندن "علیٰ صِراطْ"..
او "علیٰ " را" علیْ" تلاوت کرد..
 
مست مست فضائلم امشب..
مدح مولا شراب رنگین است..
"یَسطُرون" وصف مرتضی ع باشد..
سبب خلقت قلم این است..
 
وَ صِراطَ الَذینَ أنعَمتَ..
با علی ع حق به شیعه نعمت داد..
"غَیرِ مَغضوب" شیعیان تو و..
راه "ضالینْ" مولوی آباد….

چون تو زاده شدی درون حرم..
دشمن از کعبه منضجر میشد..
گر به رویش ترک نمی افتاد..
خانه کعبه منفجر میشد..
 
فعلا این خانه را تو قبله نما..
تا که روزی بنا شود نجفت..
قبله مایل شود به ایوانت..
کعبه زاده درود بر شرفت..
 
از ارادت به خاک پای علی ع..
روزگاریست دست پر داریم..
اصلا این هم نشانهء ما شد..
همه در دست لعل و در داریم..
 
پیش "یای" علی (ع) همه عالم..
صدو ده بار کمتر از ”الف” است..
در نجف روزهای ذی حجّه..
خانهء کعبه نیز معتکف است..
 
و اگر کعبه بتکده شده است..
به یدالله واگذار کنید..
آی بتها! رسیده وقتش که..
سجده بر تیغ ذوالفقار کنید..
 
پیر میخانه دار با دل و جان..
رفته و می فروش آورده..
تا بسازند کار بتها را..
بت شکن روی دوش آورده..
 
از برای نظارهء صحنه..
حضرت جبرییل آمده است..
بهر تکمیل کار آموزی..
در کنارش خلیل آمده است..
 
پا به دوش نبی و روی سرش..
حق سر پیرهن دریدن داشت..
دست در دست حضرت معبود..
حال مولا چقدر دیدن داشت..
 
تا که بگذاشت پا به دوش نبی..
با خودش گفت مصطفی ص که چرا؟؟
کف پای علی ع دهد بوی..
«قاب قوسَینْ» ، قربِ «اُو أدنٰا».. (۳)
 
کعبه و خلد و عرش تنها نه..
سند ملک حق به نام علیست ع..
همه بتها شکست و مولا گفت:
خانهء من که جای این ها نیست..
 
مصرع شصت و نه.. مدد زینب س..
بانوی آفتاب ادرکنی..
هرچه مدح علیست ع، وصف شماست..
زینت بوتراب ع أدرکنی..
 
یا مَنْ أرجوا لِکُلِ خَیر ٌعلی ع..
من فدای تو و مه رجبت..
آنکه جنت سرشت از نورت..
آفریده عسل ز شهد لبت..
 
روز مرگ من است روزی که..
از ره یار منحرف بشوم..
نزلونا بگو که شاید من..
از خداییت منصرف بشوم..
 
در غدیر خم أحمد خاتم ص..
کوری دشمن علی ع دائم..
دست او را گرفت بالا گفت..
که «یَدُاللّه فوقَ أیدیهِمْ»..
 
بعد از آن هم به اهل دین فرمود..
دینتان را نموده ام کامل..
دست بیعت دهید با حیدر ع..
تا شود خلد، بهرتان منزل..
 
تا حدیث غدیر جاری شد..
خاک عالم به سر گرفت ابلیس..
دومی کم حرامزاده نبود..
سخت او را به بر گرفت ابلیس..
 
تا که شاید به یاریش برسد..
بشود در علی ع کشی هم دست..
غافل از اینکه دومی یک روز..
دست شیطان ز پشت خواهد بست..
 
بگذریم از حوادث کوچه..
بگذریم از جفای نامردان..
بعد احراق باب در کوچه..
گریه میکرد گوشه ای شیطان..
 
"نَزِلونٰا عَنِ الرُبوبیه"..
گاه و بیگاه یا علی ع مددی..
چون تو مستغرقی به ذات خدا..
حَسبُنااللّه.. یا علی ع مددی..
 
این همه گفته ام ولی افسوس..
در خور شأن مرتضی ع نشده..
وصف ذاتت که نه، ز نام علی ع..
حق عین تو هم ادا نشده..
 
شعر من لطف حق به سائل بود..
صدو ده مصرعش فضائل بود..

(۱): الم.. ذٰلِکَ الِکتاب لا رَیبَ فیه..
(۲): هُدیً لِلمُتَقینْ..
(۳): سوره نجم آیه ۹..


**************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مهدی جهاندار

در کسوت آیات مزامیری داوود
در شوکت ابیات حماسی و غم آلود

هم اوّل و هم آخر و هم باطن و ظاهر
هم حاضر و هم ناظر و هم شاهد و مشهود

در دست کلیمُ الله و در باور فرعون
در جان خلیل الله و در آتش نمرود

اغراق اگر نیست أنا العبد أنا الهیچ
یا کفر اگر هست هو العابد و معبود

تو در "دل حوّایی" و ابلیس چه خوش گفت: –
من برترم از آب و گل آدم مسجود

ای مژده ی أکملتُ لکم دینکم ای عشق
جبریل پر و بال زنان آمد و فرمود: –

مَن ماتَ علی حُبِّ علی ماتَ شهیدا
تا هست علی باشد و تا بود علی بود

****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – ابراهیم لآلی 

جان به قربان علی و آل او
بهترین القاب عالم مال او
دست ما و گوشه ای از شال او
سایه دارد بر سر ما بال او

ترسی از محشر ندارم با علی
تا به لب باشد نوای یا علی

من مسلمان تو هستم یا علی
از غلامان تو هستم یا علی
نوکر خان تو هستم یا علی
کلبِ دربان تو هستم یا علی

گوشه چشمت کار صد عیسی کند
قنبر تو فخر بر موسی کند

مینویسم از برای مرتضی
ایل و اجدادم فدای مرتضی
حاتم طائی گدای مرتضی
جنت ما هم سرای مرتضی

یاعلی دست من و دامان تو
جان فدای این همه احسان تو

با علی تا آسمان پر میزنم
بر در بیت خدا در میزنم
شوق او دارم که پرپر میزنم
دشمنش را یک به یک سر میزنم

بی علی اما ضعیف و ناتوان
همچو تیری که نباشد در کمان

التماس انبیا باشد علی
ذکر تسبیح و دعا باشد علی
نقطه ی زیرین با باشد علی
هل اتی و انما باشد علی

یا الهی یا الهی یا ولی
کاشف الکرب همه باشد علی


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – محمد زوار 

هرکس که شد غلام تو با احترام شد
پس خوش‌بحال آنکه برایت غلام شد

فردا فقیر کوی‌تو آقاست در بهشت
قنبر به لطف نام تو عالی‌مقام شد

هر سینه‌ای که محرم راز نبی نبود!
اینگونه شد که با تو فقط هم کلام شد

اصلاً حلال، بی‌تو برایم حلال نیست
آب‌روان، بدون تو بر من حرام شد

یا تا نجف مرا ببرم یا بکُش مرا
فرقی نمی کند بخدا، هرکدام شد

باید که شرح فضل تو را صدکتاب کرد
یک مَنقبت نوشتم‌و دفتر تمام شد


*****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  علی اکبر لطیفیان

گاه شد مظهر خدا و گاه شد مظهر علی
من علی را در خدا دیدم خدا را در علی

روز اول از خودش یک نور واحد خلق کرد
نیم آن شد مصطفی و نیمه‌ی دیگر علی

این سر قرآن علی و آن سر قرآن علی
حق کتابی را فرستاده ست سرتاسر علی

می‌نویسم از ازل ظاهر علی باطن علی
می‌نویسم تا ابد اول علی آخر علی

ظاهرش این بود در معراج، الله و رسول
بود اما باطناً، الله، پیغمبر، علی

او خودش جای خودش نامش چنان مشکل‌گشاست
که شفاعت می‌کند فردای محشر هر علی

یا ابا آدم! ابا شبر! ابا زینب! علی!
همسر زهرا على، داماد پیغمبر علی

شهریار و شهسوار و بنده پروردگار
حضرت دُلدُل سوار و خواجه قنبر علی

انبیا دست توسل بر عبایش داشتند
انبیا هرچند بالایند بالاتر علی

گر زبانزد هست گرمای بیابان نجف
می‌دمد خورشید از چاک گریبان نجف

سفره مولاست گر پهن است هر جا سفره‌ای
عرش هم باشیم اگر هستیم مهمان نجف

دورتادور حرم زوزه کشیدن کار ماست
می‌شود نوح نبی وقتی نگهبان نجف

آرزوی دیدن جنت نکردم هیچ‌وقت
من خوشم با دیدن ریگ بیابان نجف

نیست مدیون کسی الا علی و فاطمه
هرکسی که رفت زیر دین ایوان نجف

به قنوت ما نمی‌آید عقیق هیچ جا
می‌خرم انگشتر از ملک سلیمان نجف

ما سر و جانی بدهکار بتول و حیدریم
سر به قربان مدینه جان به قربان نجف

رزق آب‌ونان ما دست حسین است و علی
سال‌ها خوردیم آب کربلا نان نجف

نیمه ماه رجب از راه دارد می‌رسد
کربلای ما چه شد دستم به دامان نجف

*************


اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام – ابراهیم لآلی 

این عطر حرم مست نموده همگان را
تنها نه بشر بلکه همه جانوران را

ابروی هلالی تو ای حضرت دلدار
در بند کشیده همه یوسف صفتان را

من ریزه خور سفره ی احسان تو هستم
آقا به خدا کار ندارم دگران را

حالا که بود روزی من دست تو ای شاه
اصلا نخورم ثانیه ای غصه ی نان را

لو رفته گمانم که علی جان تو خدایی
از بس که شفا داده ای اطفال زنان را

شیری نبود شیرتر از قنبرت ای یار
دنبال نموده صف پیکار یلان را

ای مظهر توحید قسم بر خَم گیسوت
عبد تو کند پادشهی پادشه هان را


****************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  سید مهدی حسن زاده

جنگجویان جهان چون خاک میدان تواند
شاعران، طفل الفبای دبستان  تواند

همچو موسی از عصای نطق سازی اژدها
ساحرانِ نخ نما مبهوت و حیران تو اند

فلسفیون با تعاریفی که از انسان شده
گیج تعریفات تو درتوی انسان تو اند

صوفیان در سلسله همچون اسیران در صف اند
عارفان خود ریزه خوار خوان عرفان تواند

می نشینی گوشه ای نعلین وصله میزنی
عرش را بر فرش می دوزی که از آن تواند 

آسمان ها و زمین در قبضه ات گرد آمده،
نیم گردویی نهان در بین دستان تو اند

غرب ها سرخط رخسار تو و گیسوی تو
شرق ها چاک گریبان درخشان تواند

در ولایات تو موساها شبانی می کنند
بر سر خوان تو عیساها چو مهمان تواند

وقتی ابراهیم خود از شیعیان خاص توست
پس هم ابراهیم و هم نسلش مسلمان تو اند

حوریان و مهوشانِ باغ و بستان بهشت
آرزومندان یک خار گلستان تواند

ابرها در ارتفاعات زمین غرق فراق
دائما با رعد و برقِ ناله گریان تواند

آب ها در چاه دریاها گرفتارند و باز
سر به ساحل می زنند آری خروشان تواند

جذبه ات باعث شده افلاک سرگردان شوند
همچو مستان گرد تو افتان و خیزان تواند

خطبه می خوانی و کیهان را منظم می کنی
نامه هایت هدهدِ ملک سلیمان تواند

اختلافات ملائک را قضاوت می کنی
قدسیان هم از قضا محتاج دیوان تواند

قائمان و صائمان و عاکفان و طائفان
در حریم امن بیت الله مهمان تواند

خانه ی تو مخزن الاسرار مخفی خداست
اهل بیتت محرمان سر پنهان تواند

راسخان علم در تاویل لب های تو مات
آیه ها هم تشنه ی تفسیر قرآن تواند

یاعلی "شصت و سه" سال اینجا توقف کردی و…
قرن های پیش و پس مبهوت دوران تواند


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  مجتبی قاسمی

میکده پر ز می شده ساقی 
من بیچاره پشت در ماندم 
بین طعنه… میان زخم زبان… 
نامتان را به روی لب خواندم 

آمدم بنده ام کنی آقا 
بنده ی تو شدن ولی سخت است 
حیدری… عاشقان تو بسیار 
قنبر تو شدن علی سخت است 

مثل من در سپاه تو خیلی 
مثل تو در نگاه من یکتا 
کم نیاید ز تو یقین دارم 
گر نگاهی به من کنی مولا! 

بهترین جای این جهان حرمت 
شرف این مکان به تو باشد 
فاش می گویم این یقین من است 
خلقت این جهان به تو باشد 

نام تو رفع مشگل همه است 
دشمنت هم به تو توکل کرد 
در مصاف تو، در دل میدان 
به عنایات تو توسل کرد 

بی سبب نیست مست و حیرانم 
ما عرفناک حق معرفتک 
هر کس از ظن خود ز تو دم زد 
عجز الواصفون عن صفتک 

چقدر زخم در احد خوردی 
جان ما نذر خاک پای تو باد 
از فدا کاری تو دین خدا 
تا خود روز حشر شد آباد 

رایت حق فقط شما هستی 
لعنت حق به پرچم دگران 
آرزویم تمام عمر این است 
پای تو من دهم علی جان، جان 

هر کسی دل به دلبری داده 
دلبر من فقط تویی حیدر 
خادمی ات سبب شده آقا 
فخر بر انبیا کند قنبر 

اشهد انک امین الله 
نامتان رافع گرفتاری 
تا شنیدم و من یمت یرنی 
بر لبم شد شهادتم جاری 


***************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  عماد بهرامی

تا تمنای جان علی(ع) باشد
دائماً بر زبان علی(ع) باشد
همهء دینمان علی(ع) باشد
یا محمد(ص) همان علی(ع) باشد

هر دو از نور واحدند اما
آن یداللّٰه و این رسول خدا

مولد کعبه است و خلق عظیم
در ولایش کسی نبوده سهیم
شیعهء مرتضاست ابراهیم
زین جهت شد خلیل رب حکیم

به علی(ع) هرکه عشق میورزد
با خدا طرح دوستی ریزد

حاجیم حج من به نام علیست(ع)
صحن دل مسجدالحرام علیست(ع)
فخر موساست گر غلام علیست(ع)
«قاب قوسین» زیر گام علیست(ع)

احمدی که خودش تمام علیست(ع)
جای لبهاش روی جام علیست(ع)

تا ابد قبلگاه اهل ولاست
کعبه ای که مقام شیر خداست
اصل توحید با علی بر پاست
کعبه زاده یکیست! حیدر ماست!

ذات مولا ز بس بزرگی داشت
خانهء کعبه هم ترک برداشت

گر که بشکافت حضرت موسی
پهنهء نیل را به ضرب عصا
از دل مادرش به اذن خدا
کعبه را میشکافد این‌ مولا

چقدر آن شکاف زیبا شد
کعبه هم سینه چاک مولا شد

بین قنداقه با صدای جلی
لب به صحبت گشود تا که ولی
میسرود از دلش چنین غزلی
«فَلَحَ المؤمِنون بِحُبِّ علی(ع)»

وحی قرآن به سینهء او شد
قلب احمد(ص) مدینهء او شد

طاق کسری دوباره ویران شد
نور خورشید حق فروزان شد
حیدر آمد جهان گلستان شد
قبل از اسلام او‌ مسلمان شد

روی دستان حضرت خاتم
شد مسلمان اول عالم

حق درون علی(ع) خودش را دید
خلق حیدر به هست می ارزید
روز میلاد او خدا خندید
و زمین مثل بید میلرزید

شده جان بر تن جهان غالب
میزند پا به کوه ابوطالب(ع)

تا شدم عبد پست این درگه
از رموز جهان شدم آگه
رفتم از بهر دیدن آن شه
کوی کعبه پلاک یکصد و ده

عشق او سینه چاک میخواهد
خانهء حق پلاک میخواهد

اولین نام ذوالجلال علیست(ع)
فاتح قلهء کمال علیست(ع)
نور جاوید بی ذوال علیست(ع)
طیب و طاهر و حلال علیست(ع)

تا دم مرگ با علی(ع) هستیم
شیعهء مرتضی علی(ع) هستیم

اسدالله قوت زانوست
اسدالله یاحق و یاهوست
اسدالله ذکر یک بانوست
اسدالله عشق زهرا اوست

علت خنده های فاطمه(س) بود
بی قرار صدای فاطمه(س) بود

عاشق بچه های زهرایم(س)
مادرم او، علیست بابایم
هر زمان غرق در تولایم
قَلَیان میکند تبرایم

بغض او نار و حب او جنت
ای که بر دشمن علی(ع) لعنت

من ز سلمان و‌قنبرش گویم
یا ز اصحاب دیگرش گویم
گر بخواهم دلاورش گویم
از اُحُد یا ز خیبرش گویم!؟

در خیبر نشد به دستش لمس
مثل اعجاز وقت ردّ الشّمس

از امیری دلیر میخوانم
از فتوحات شیر میخوانم
من «علی(ع)» را «امیر» میخوانم
روز و‌ شب الغدیر میخوانم

این همه آیه و‌ روایت را
پشته پا میزنند ملعون ها

یار شاهم که شهریار من است
درّ او لعل آبدار من است
برکت مال و کسب و کار من است
«یاعلی(ع)» تیغ ذوالفقار من است

پرده از لافتی که بردارند
همه مردان حجاب بگذارند

ای که جانم فدای این جانان
عید مبعث غدیر را قربان
آن غدیری که فاش در قرآن
گفته «أکمَلتُ دینُکُم» یزدان

همهء حرف در همین آیه ست
عشق حیدر(ع) ستون و سرمایه ست

و‌ نبی(ص) بیمه کرد ایمان را
روی دستش گرفت قرآن را
زیر پا میگذاشت شیطان را
میشنید از خدا علی(ع) جان را

در دلش شور و التهاب افتاد
تازه کشتی دین به آب افتاد

به لب مرتضی(ع) چه لبخندیست
حیدر و مصطفی چه پیوندیست
خلق این دو تهِ هنرمندیست
سند واضح خداوندیست

دو ‌دلاور دو دلبر دلبند
این دو دریا بهم چه می آیند

حرفی از بخشش کثیر نبود
بهر اسلام یک‌ امیر نبود
به محمد کسی وزیر نبود
گر سر راه دین غدیر نبود

گر نبی خاتم النبیین است
اقتضای ولایتش این است

علوی زاده ام سرودم علیست(ع)
رشته رشته به تار و ‌پودم علیست(ع)
علت سینهء کبودم علیست(ع)
مثل زینب(س) همه وجودم علیست(ع)

مثل زهرا(س) شده ترانهء لب
لَکَ لَبَّیک یٰا اَبَالزِّینَب(س)

زینبش(س) ربناست جان زینب(س)
جانِ جانان ماست جان زینب(س)
همهء کربلاست جان زینب(س)
زینت مرتضاست(ع) جان زینب(س)

میپرم با دلم به عشق علی(ع)
نجف زینب(س) و دمشق علی(ع)

بانوی اعظم جلیله مدد
حضرت مریم قبیله مدد
تا به عرش خدا وسیله مدد
جبل الصبر یا عقیله مدد

صبر تو ذوالفقار برّان است
بی تو اسلام نامسلمان است

چون دراز است پیش تو‌ دستم
چشم بر لطف دیگران بستم
تا که ام المصائبی هستم
با خودم عشق میکنم، مستم

نام تو ذکر ربنای من است
اولین زینبی(س) خدای من است

تو بهاری خزان نخواهی شد
بحر آبی و دهر ماهی شد
لشگرت سوی شام راهی شد
با رقیه(س) عجب سپاهی شد

در کنارت سکینه را داری
آبروی مدینه را داری

ام کلثوم هم علمدارت
یاور لحظه های دشوارت

فضه(س) هم شد حبیب لشگر تو
و رقیه(س) علی اصغر(ع) تو

از فتوحات شام و کوفه بگو
از سخنرانی ات بگو بانو

مرحبا که ذلیلشان کردی
بد به روز یزید آوردی

زینب(س) و این شریعه را عشق است
شصت و نه بار شیعه را عشق است


*******************

اشعار مدح و مناجات با حضرت علی علیه السلام –  سیروس بداغی

?بی نقطه ای برای مولا

سرور و سالارِ ما مولا علی
عالِمُ الاسرارِ ما مولا علی

ها ولیُّ اللّه ؛ امامُ العالمی
حمدُ للّه دردِ ما را مَرهَمی

ای دوای دردِ ما ؛ رأسُ الکرم
دل هوای وصل دارد در حرم

در حرم دل را مداوا کرده ای
گِــــره های کورِ ما وا کرده ای

در حرم حالم الهی کرده ای
مرده ای را که وَه که ماهی کرده ای

در حرم دارد دلم وصلی مدام
کی رسد احوالِ ما را در کلام

در حرم دادی سُرورم سَرورا
مهرِ مَه دارد عَلَم در ماوَرا

مدح مولا کرده ام گَه در سحر
روحِ ما را کرده دارا دادگر

مدح او هر راه را هموار کرد
مدحِ او در راهِ ما صد کار کرد

ای که عمری مدح او کردی مرور
مدحِ مولا کرده موسی کوهِ طور

مدحِ مولا کرده آدم سوی ما
مدحِ مولا کرده هر گُلروی ما

مدح مولا را محمـّد در سحر
کرده هر دم در دو عالم دادگر

مدحِ مولا کار اللّه ، کار هو
مدعی رَه آورد در موی او

مدحِ مولا کار اللّهُ الصَّمد
مدح او کی حصر گردد در عدد

عالمُ الاسرار را مداحِ او
مسهلُ الاوطار را مداحِ او

هم رسول الله را مداحِ او
هم عدو الله را مداحِ او

هر دلی گم کرده ره در موی او
هر گدا هر دم رود در سوی او

هر که دارد حاصلی در کوی او
گردد هر دم اهلِ هر سرّی مـگو

سائلم مولا . . . مرا حالی عطا
مَـــــر رسد مأوایِ مهدی را گدا

 

*****************

برای ار تباط با ما در کانال تلگرام  اینجا کلیک بفرمایید