اشعار مناجات امام حسین(ع) – علی سپهری


عاشق فقط به دیده ی گریان دلش خوش است
هجران زده به حال پریشان دلش خوش است
عشق است هرچه را بپسندی برای من
دلداده ات به غربت و هجران دلش خوش است
"گفتی بسوز در غم من…اِی به روی چشم"
دلسوخته به لذت درمان دلش خوش است
با فقر محض آمدنم عیب و نقص نیست
وقتی که مور هم به سلیمان دلش خوش است
محتاج یک نگاه کریمانه ی تو ام
قحطی زده به قطره ی باران دلش خوش است
در پشت در نشستن من بی دلیل نیست
سائل فقط به لطف کریمان دلش خوش است
با دست مهربان خودت لقمه ای بگیر
خیلی گدا به لقمه ای از نان دلش خوش است
اینجا بساط شاه و گدا فرق می کند
اینجا خود کریم به مهمان دلش خوش است
گیرم که خشک هم بشود چشم نوکرت
بر ابر رحمت تو کماکان دلش خوش است
می گفت عاشقی که زیارت نرفته بود
تنها به لطف شاه خراسان دلش خوش است
وقتی دلت گرفت فقط فابک للحسین
نوکر به روضه ی شه عطشان دلش خوش است
ای شهریار نیزه نشین آیه ای بخوان
دردانه ات به آیه ی قرآن دلش خوش است

**************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – پوریا باقری

دوباره آمده ام ، بنده ای گنهکارم…
تمامِ آبرویم را به تو بدهکارم…
قبول کن عملم را ، بضاعتم این است
قبول دارم همیشه وبال و سَربارم…
ببین نشسته ام حالا کنارِ سفره ی عشق
شبیهِ ابر ، برای حسین میبارم…
حسین یارِ من است و منم غلامِ حسین
خوشا به حالِ منی که حسین شد یارم
قسم به خونِ گلوی حسین ، یا اللّٰه!
ببخش معصیتم را ، ببخش رفتارم
اگر حسین نباشد ، کجا رَوَد دلِ من؟
که بی وجودِ گل فاطمه ، گرفتارم
میان روضه دلم میرود همان جا که ،
دو دست بر کمرش گفت : «ای علمدارم…
بلند شو که سکینه عجیب مضطرب است
بلند شو نفسم ، ای همه کس و کارم
بلند شو ، کمرم تیر میکشد عباس…
ببین که خنده کنان ، میدهند آزارم!
صدای خواهرم از خیمه میرسد بَر گوش
که ناله میزند: عباس… میر و سردارم»

************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – رضا قاسمی


خود را حراج کرده ام آقا بیا بخر
من بی نواتر از همه ام ، "بی نوا" بخر
چانه نمی زنم بخدا حرف ، حرفِ توست
بی ارزشم اگر چه … مرا بی بها بخر
دیگر به روی دست خودم باد کرده ام
یا ورشکسته ام بکن آقا … وَ یا بخر
آتش زدم به مال خودم ، رحم کن به من
من بی وفا … قبول … تو ای باوفا بخر !!!
درهم قبول کن همه ام را هر آنچه هست
دیگر نکن تو خوب و بدم را سوا … بخر
بی آبروتر از همه ام ، بدترم نکن
یک گوشه مخفیانه مرا بی صدا بخر
من برده ی توام که به بازار برده هام
گر چه سیاه چهره ام … این برده را بخر
تو پادشاه های جهان را خریده ای
این بار را ضرر بکن و یک گدا بخر
با من کتیبه یا که کُتَل می شود خرید
من را برای خرجیِ بزمِ عزا بخر
یا که مرا نبر به حرم ، بی حرم بکش
یا نه … مرا ببر وسطِ کربلا بخر

******************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – محسن پالیزدار

وقتی دلی شکست، یقینأ بها گرفت
در سرسرای عرش معلا سرا گرفت
قربان عاشقی که دلش بیقرار شد
بعد از نماز شب ز خدا کربلا گرفت
یادم نمی رود که به اعجاز تربتت
وقت اذان صبح ،مریضی شفا گرفت
حال و هوای هیئتتان خوشتر از بهشت
با چای روضه بود که دل ها جلا گرفت
بال مگس کلید معمای چشم ماست
چشمی که اعتبار ز آب بقا گرفت
"صد مرده زنده میشود از ذکر یا حسین"
ارباب ما شِفای مسیح از خدا گرفت
زهرا نوشت نامه، خدا هم قبول کرد
باید وجود گریه کنان را طلا گرفت
بال ملک به زیر قدم های زائرش
اما خودش ز دار جهان بوریا گرفت
تفسیر سوره ای که به نیزه نشسته است
باید فقط ز دختر شیر خدا گرفت
تن های کشتگان همه در زیر سُم اسب
خورشید اهل بیت ، روی نیزه جا گرفت
وقتی فضای روضۀ مکشوفه گشته باز
خواهی بگویمت که چرا دل نوا گرفت؟
مادر میان قتلگه و شمر هم رسید
مویش کشید و بعد برید و هوا گرفت
لرزید دست و پای کَریهش ولی به عمد
سر را مقابل حرم و بچه ها گرفت
خورشید هم تحمل این صحنه را نداشت
فورأ غروب کرد وَ عالم عزا گرفت

**********************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – رضا قاسمی

از زمانی که دلم با عشق تو دمساز شد
حس عاشق بودنم با نام تو ابراز شد
روز اول کام من را با "حرم" برداشتند
زندگیِ نوکرت با تربتت آغاز شد
در میان خاک های کل این دنیا … فقط …
تربتِ تو خاکِ "زائرخیز" و "نوکرساز" شد
هر زمان درمانده بودم از همه از هر کجا
یک زیارتنامه خواندم دفعتا اعجاز شد
"در زدن" در خانه ات یک کار بی معناست ، چون …
قبل از آنکه در بکوبم ، در به رویم باز شد
کربلا رویاست ، رویای قشنگ نوکری
چشم هایم با خیالاتم "حرم پرداز" شد
با وجود گنبد این ضرب المثل تغییر کرد
یک "کلاغ" آمد "کبوتر" شد "کبوتر" "باز" شد
گر چه ذاتا یک کلاغم … با کبوتر می پرم
هر زمان حرف از حرم شد کار من پرواز شد

**************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – جعفر ابوالفتحی

آن روز که با نفخ روحت جان گرفتم
از آتش عشقت دلی بریان گرفتم
پر می زدم آواره از کویی به کویی
تا زیر ایوان حرم اسکان گرفتم
هرگز نفمیدم چه سری دارد اینجا
هر چه گرفتم زیر این ایوان گرفتم
جای دگر اصلا نرفتم غیر از این در
نان شبم را هم از این دکان گرفتم
دستت حسابم را جلوتر تصویه کرد
روزی دی را اول آبان گرفتم
من از برای دادن جانم برایت
روز تولد از دلم پیمان گرفتم
آنقدر که گفتم "حسین جانم حسین جان"
خواب شب از ایران و از توران گرفتم
پایت بمانم میوه خواهم داد آخر
این درس را از نخل خوزستان گرفتم
حالا که حال روضه را دادی به قلبم
 تصمیم به باریدن باران گرفتم
ای ابرهای کربلا باران ببارید
مجلس کنار پیکری بی جان گرفتم
تا که شنیدم رفته ای زیر سم اسب
خون جگر از دیده ی نالان گرفتم
گرچه کتک خوردم ولی با گریه هایم
راس تو را از شمر بی وجدان گرفتم
پروانه بودم سوختم خاکسترم ماند
تا بوسه ای از این لب عطشان گرفتم

********************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – حسن کردی

مهر تو پشتوانه ایمان نوکر است
نوکر تمام عمر بدهکار این در است
چشمان خیس عالم و ادم گواه ماست
اینکه چقدر نام شما گریه اور است
یک قطره صاف در غم تو اشک ریختن
با سجده های شام تهجد برابر است
ای سرّ ایه "فتلقی" چه روشن است
ادم به گریه بر تو نجاتش مقدر است
با چشم های پاک فقط می شود گریست
این اشک و عشق از اثر شیر مادر است
با تو خدا معادله ها را بهم زده
وقتی زیارت تو ز حج هم فراتر است
خوشبخت انکه با غم تو زندگی کند
خوشبخت تر کسی که در این خانه نوکر است

**********************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – جعفر ابوالفتحی

پا پس نکش ای دل ز راه عشق و آئینش
جان ده برایش تا شوی چشم خدابینش
دل می رود از سینه در هر جا که او باشد
اینکه کجاها میرود  با اوست تعیینش
ساری شدم دیروز از پایین به بالایش
جاری شدم امروز از بالا به پایینش
ای جان عواقب دارد افتادن در آغوشش
کو شوکران دارد میان زلف مشکینش
وقت به دنیا آمدن با خوردن خاکش
نوکر شدم دیگر گذشتم از عناوینش
در چرخش گیتی از این بهتر نخواهم دید
عالم بلا سازش شده من هم بلاچینش
ما از برای دفع رنج و درد از میت
گفتیم" ثارالله" فقط در وقت تلقینش
این زندگی تلخ را ای مردم عالم
با گریه بر خون خدا کردیم، شیرینش
از به به مردم گریزانم چو تیر از زه
تا شامل حالم شود همواره تحسینش
بین من و او فاصله بسیار افتاده
اندازه ی این فاصله سخت است تخمینش
روزی هزاران بار میگردد چنان حاجی
منظومه ی شمسی به گرد چشم پروینش
آن لحظه که اندام او تقسیم شد در دهر
خورشید شد یک تکه از دندان پیشینش
جانم فدای آن کسی که موقع خوابش
گسترده شد دامان زهرا زیر بالینش
حالا میان گودی گودال افتاده
دارد به غارت می رود حتی عرقچینش
زهرا کجایی تا کنی با بودنت شادش
زینب کجایی تا دهی با گریه تسکینش
شاهنشه جن و ملک کو تخت سیمینش؟
 آن شهریار نه فلک کو تاج زرینش؟
         
***********************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – محمد قاجار

سر فاطمه ای روشنی چشم ترم
سایه ی پهن، ز الطاف خدا روی سرم
مادرم آشپز بزم عزاخانه توست
و میان دار صف سینه زنانت پدرم
تا نفس دارم از این خانه به جایی نروم
من به هر جای دگر پای نهم، در به درم
همه ی ایلُ تبارم، همه دیوانه ی تو
هم پدرجدّمُ مادر پدرم هم پسرم
علت خلقت من گریه برای غم توست
جز به پای غم تو گریه کنم بی هنرم
دست انداخته شیطان که مرا پست کند
کمکم کن که از این معرکه جان در ببرم
بسکه از عشق تو لبریز شدم، مست شدم
هوسم کرده که تا کرببلایت بپرم
به گدایت نظری کن که به امّیدِ عطا
شب جمعه شده و آمده مسکین به حرم
اربعین، برگ برات منِ شیدا شده را
بزن امضا و معطل مکن ای شاه کرم
من علامتکش ظهر دهمِ ماه تو ام
پای این نذر ببین خم شده قدّم، کمرم
کاسبم، نان شبم بسته به چشمان شماست
نام عباس بُود هر قسم معتبرم
شغل من خادمیِ هر شبِ سقاخانه ست
تاجرِ بی ضررِ چایی و قند و شکرم
افتخارِ همه در سروری و سالاری ست
من ولیکن به گداییِ درت مفتخرم
خانه ی مادری ام کرببلا شهر شماست
پس به هر جا که روم جز حرمت، در سفرم
کار و بارم همه دم روضه و اشک سحر است
غیر اوضاع تو از کار جهان بی خبرم

*****************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – موسی علیمرادی

باز هم در حرمت میل گدایی دارم
شب جمعه هوس کرببلایی دارم
به امیدی که خبر از تو بگیرم هر صبح
چشم دل بر گذر  باد صبایی دارم
محشری از اثر ذکر تو در جان بر پاست
که چنان صور به دل آه رسایی دارم
کعبه یک سنگ نشان است  برای دگران
من به سوی حرمت قبله نمایی دارم
منزلم روضه ی تو  مقصد من روضه توست
بین صحرای غمت  سعی و صفایی دارم
بس که در روضه تو  اشک نمک گیرم کرد
پرم از شور  و در این پرده نوایی دارم
دل و جان و تن و روحم به فدای تو حسین
به هوا خواهی خونت شهدایی دارم
جانم ارزانی این داغ گران روضه بخوان
پای سودای غمت  پیش بهایی دارم
پیر هرگز نشوم بر سر خان تو حسین
من که در کاسه چشم  آب بقایی دارم
گرمسلمانم و گر کافر و گر ترسایم
قبله ام روی حسین است خدایی دارم
جای تلقین به لحد روضه بخوا نند ای کاش
چون رسد نام تو گوش شنوایی دارم
گفتی و هلهله  کردند به تو خندیدند
که من ای قوم بگو که چه خطایی دارم
تا که طفلم ندهد جان ز عطش در این دشت
منت آب زهر بی سر پایی دارم

************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – رضا باقریان

دارم به سر هوای تو یا ایهاالغریب
دارم به لب نوای تو یا ایهاالغریب
حسرت به دل نشسته ام و زار می زنم
در داغِ کربلای تو یا ایهاالغریب
عمری است بین هیئت تو خو گرفته ام
با بیرق عزای تو یا ایهاالغریب
ایل و تبار من همگی نوکر تواند
من هم شدم گدای تو یا ایهاالغریب
شکر خدا که بینِ سلاطینِ این جهان
افتاده ام به پای تو یا ایهاالغریب
با اسم اعظمت گره ها باز می شود
بینِ حرم سرای تو، یا ایهاالغریب
سایه فکنده روی سرم، ای قتیلِ اشک
دست گره گشای تو یا ایهاالغریب
آشفته ام به گیسوی آشفته ات حسین
می میرم از بلای تو یا ایهاالغریب
لعنت به آن کسی که سرت را بریده است
در پیش بچه های تو یا ایهاالغریب
تنها شدی و پیروهنت پاره پاره شد
ای جان من فدای تو، یا ایهاالغریب

*************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – رضا قاسمی

باز تنهاییم با هم … غصه ی هجران و من
باز می لرزیم با هم … زانوی لرزان و من
من شبیه آسمانِ در بهارم ، ابری ام
یک رقابت هست بین بارش باران و من
روضه ات جاری ست بین خانه ام هر صبح زود
با لهوفت گریه کن هستیم ، همسر جان و من
در سرای مردگانم دور از کرب و بلا
رحم کن می ترسم از کابوس "قبرستان و من"
زیر کل عکس هایی که بدون کربلاست …
می نویسم با تمام بغضِ خود … "زندان و من"
کربلایت آخر دنیای نوکرهای توست
فاصله افتاده بین نقطه ی پایان و من
یک شبی هم خواب دیدم روی زانوی توام
یک حرم بود و تو بودی و سر و دامان و من
با نوازش های تو چشمم به رویت باز شد
دیدمت تنها تو بودی زیر یک ایوان و من
حس ناب خواب آن شب قابل توصیف نیست
قاب شد در چشم هایم "حضرت سلطان و من"
نوکرِ "تک خور" نبودم لحظه ی عرض ادب
گفتم آقا نوکرت هستند ، یک ایران و من

***********************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – ابوالفضل شایسته

چه میشود نگهی هم بما کنی اقا
مرا برای غلامی سوا کنی اقا
چه میشود که شبی میان خلوت خود
فقط بخاطر زهرا دعا کنی اقا
فراق تو همه درد است ای طبیب من
چه میشود که تو دردم دوا کنی اقا
گرفته ای زهمان روز ابتدا دستم
گرفته ای و محال است رها کنی اقا
بدان امید دهم جان که روز رستا خیز
میان ان همه من را صدا کنی اقا
چقدر گریه کنم میان روضه ی تان
که زائر حرم کربلا کنی اقا

****************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – روح الله دانش

گاه گاهی که به عکست نظرم می افتد
مثل این است که پیشت گذرم  می افتد
شده پرواز من از گوشهء چشمان شما
چشمها را تو مپوشان که پرم می افتد
آنقدر با نفس و عشق تو مانوس شدم
عشق هر بی سرو پایی زسرم می افتد
دورم از آن حرم پر شده از عطر خدا
اشک چشمان من از داغ حرم می افتد
طالعم گشته فنا در هوس عشق شما
فقط عشقت به قضا و قدرم می افتد
تو به هرمجلس عشاق گذرخواهی کرد
واقفم چشم تو بر چشم ترم می افتد
عشق تو جامع تفسیر جگر سوخته است
عشق ناب تو به عمق جگرم می افتد

*************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) – رضا قاسمی

به سرم غیرِ شما نیست هوایی ابداً
غیرِ درگاه شما ، دستِ گدایی ابداً
سینه میکوبم و در میزنم و ، غیر "حسین"
نبود بر لب من هیچ نوایی ابداً
پیرهن مشکی من نیز که مخصوص شماست
نشود بر تنم از هیچ عزایی ابداً
چشم خیسم فقط از روضه ی تو بارانیست
بشود تر ز غمِ غیر شمایی ؟! ، ابداً
کودکی بودم و از لقمه ی تو مرد شدم
جز غذایت نزدم لب به غذایی ابداً
هر کجا ذکر حسین است ، همانجایم من
غیر روضه نروم هیچ کجایی ابداً
ربناهای قنوتم همه اش کرب و بلاست
جز "حرم" بر لب من نیست دعایی ابداً
قبله ام در همه اوقات ، فقط کرب و بلاست
جز ضریحت نبود قبله نمایی ابداً
کربلایی نشوم هم به شما مدیونم
نکنم هیچ کجا چون و چرایی ابداً
و مگر میشود از دست تو حاجت نگرفت
نشوم از کرمت کرب و بلایی !؟ ، ابداً

**************************
اشعار مناجات امام حسین (ع) –  استاد حاج حبیب نیازی

پروانه در  آتش که  بال و پر ندارد
دلداده غیر از  میلِ  خاکستر ندارد
اى تشنه لب ، داغِ جگرسوزِ تو کم نیست
عاشق  اگر ‌ باشد ، جگر دیگر ندارد!
این چشم را کورش کُن امّا ، چشمه را نَه
بیچاره  هرکس چشم هاى  تر ندارد!
اى کاش که سینه زَنَت یک روز آخر…
سر  که به  تربت  میگُذارد  برندارد!
با مادرت  زهرا  سلامُ الله علیها…
هرگز  غلامت  غصّه ى محشر ندارد
اربابِ   ما  که  نیّتش  خیرات  باشد
فرقى  برایش شاه  با نوکر  ندارد!
اینجا حسینیّه ست ، آقایش حسین است
جبرئیل هم جایى از این  بهتر ندارد!
زیرِ   لَحَد  بهتر ‌ گلویم  پاره  باشد
بهتر که بى سر باشم  آقا  سر  ندارد
از  ساربان  روزِ  قیامت  شِکوه  دارم
دستت چرا انگشت و انگشتر ندارد؟!
گودال   یادم آمد  و شعرم  بِهَم ریخت
با پا نزن  بر  پهلویش ، مادر ندارد!!

***************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) –  حسن کردی

قرار سوته دلان است کربلای حسین
فضای کوچه دل پر شد از هوای حسین
حسین منی طاها به روشنی فهماند
رضای حضرت حق هست در رضای حسین
خدا به غیر خدایی هر انچه که دارد
تمام را هبه کرده فقط برای حسین
زمانه با همه پیچ و تاب نتواند
بگیرد از سر ما شور نینوای حسین
چه غم ز درد غریبی بود کسی را که
به اشک معرفتش گشته اشنای حسین
به روز حشر ندارند حسرت انها که…
گذاشتند جوانی خود به پای حسین
قرار نیست کسی تا ابد درون دلم
بیاید و بنشیند دمی به جای حسین
منی که نامه سیاهم چه میشود روزی
سپید مو بشوم پای روضه های حسین
خدا گواست که این قلب تنگ و نا ارام
همیشه میشود ارام با نوای حسین

****************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) –  کمیل کاشانی

از دل برد ملال سلام علی الحسین
دیباچه ی کمال سلام علی الحسین
دست ادب به سینه پس از هر نماز صبح
گویم به شور و حال:سلام علی الحسین
آغاز کار عشق مگر نیست یک سلام ؟
زیباترین مثال سلام علی الحسین
با یک سلام روح تو پرواز می کند
می بخشدت دو بال سلام علی الحسین
گرم طواف در حرم او فرشتگان
گویند لایزال:سلام علی الحسین
با قطره قطره قطره ی خود عرض میکند
هر چشمه ی زلال:سلام علی الحسین
شعر «کمیل» را به ارادت بخوان که گفت
در پرده ی خیال سلام علی الحسین

***************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) –   داود خلیلی کاوه

مادرم  نذر تو کرده است  مرا اربابم
طفل بودم به بغل ذکر ترا  یادم  داد
عسل عشق ترا ریخت به کامم با شیر
لذت  بردن  نامت  به خدا  یادم  داد
تربت  کرببلای  تو  زبانم  وا  کرد
معنی عشق  نه  تنها , که دوا یادم داد
با ارادت همه دم عکس حرم میبوسید
قتلگاه و حرمت خون خدا  یادم  داد
به تنم جامه نه از  بهر  تو سقا  میکرد
روضه می خواند غم  کرببلا  یادم  داد
رو به سمت حرمت صبح, زیارت میخواند
با توسل به شما ذکر  و  دعا  یادم  داد
یاد سقای حرم بود و آبی که نخورد
از علمدار  تو  میگفت  وفا  یادم داد
اشک میریخت لب خشک مرا میبوسید
یاد ششماهه ی تو  وا عطشا  یادم  داد
یاد میکرد از آن واقعه ی عاشورا
واژه ی صبر به طوفان بلا  یادم  داد
اشک میریخت و  میگفت غریب است حسین
به لبم  بردن  این  ذکر  ترا  یادم  داد

********************************
اشعار مناجات امام حسین(ع) –  مهدی رحیمی(زمستان)

در کوچه های روضه به اقبال می رسیم
داریم می رسیم اگر کال می رسیم
یک ماه،نه دوماه،نه در گریه برحسین
داریم به نتیجه ی یک سال می رسیم
هرجا که مجلسی ست مُزیّن به اهل بیت
با پا نمی رسیم نه،با بال می رسیم
فی الحال با حسین اگر حال ما خوش است
آینده نیز ما به همین حال می رسیم
با هدیه کردن صلواتی، به کردگار؛
اینگونه با محمد و با آل می رسیم
ما «گنگ خواب دیده و عالم تمام کر»
درانتقال روضه چنین لال می رسیم
هرشب برای ما شب عید است با حسین
یعنی به یا محول الاحوال می رسیم
مثل مُخَدَّرات حرم زجر می کشیم
وقتی به گوشواره و خلخال می رسیم
حالا که بین ما سخن دوست خوشتر است
از هرچه بگذریم به گودال می رسیم

 


التماس دعا
****************************
خادمان پایگاه فرهنگی حلما
@hulma_ir                              
www.hulma.ir        
www.nohe.hulma.ir