اشعار ولادت امام جواد الائمه (ع) – وحید قاسمی

حس باران در نگاه ساده ات
شوق رفتن در مسیر جاده ات

مبدا مشهد، مقصد من کاظمین
نقشه ی راهم گل سجاده ات

می روم از سنگلاخ عاشقی
تا نهایت های دور افتاده ات

رفتن و رفتن بدون  وقفه ای
شیوه ی شب گردی دلداده ات

می رسم یک روز بر دروازه ی
چشم های مهربان و ساده ات

جا گرفته کهکشانی از غزل
در مدار زلف پیچ افتاده ات

در تفرج گاه صبح شعر من
دب اکبر می شود کباده ات

حضرت والا،  امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین

ساحل دریای جودت بیکران
هفت دریا قطره ای از فضلتان

سفره ی احسانتان گسترده است
حاتم طائی نشسته پای آن

من گدای اهل بیتم، ای امیر
باب حاجات من است این آستان

روزی من را خدا دست تو داد
کاسه ای آب و کمی خرما و نان

قرص نان ها دست پخت فاطمه ست
شک ندارم ای کریم مهربان

گندمش را از بهشت آورده ای
از زمین های خودت در آسمان

خانه ات آباد باشد تا ابد
کوری چشم حسودان زمان

حضرت والا، امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین

آینه در آینه پیغمبرید
ساقیان گرد حوض کوثرید

سوره ی کوثر جواب محکم
آنکه می گوید شماها ابترید

چارده نورید، نور لایزال
بر سریر کبریایی زیورید

عرشیان را درس ایمان داده اید
در دو عالم اهل وعظ و منبرید

هر سحر بعد از نماز صبح تان
روضه خوان روضه های مادرید

در قیامت جان پناه شیعیان
بر تمام عرش سایه گسترید

شک ندارم که مرا همراه تان
روز محشر سمت جنت می برید

حضرت والا، امام عالمین
یوسف زهرای شهر کاظمین

**********

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – علی اکبر لطیفیان

هر که سر خدمت نگار ندارد
هر چه که هم باشد اعتبار ندارد

بحث سر دیدن کریمی یار است
ور نه گدا بودن افتخار ندارد

وقت کرم دست تو به دست گدا خورد
بهتر از این لطف روزگار ندارد

شانه بزن بیشتر به زلف کمندت
این دل ما ترس تار و مار ندارد

صبح قیامت اگر تو دلبر مایی
هیچ کسی با بهشت کار ندارد

تا که خدا هست شاه و گدا هست
شاه اگر یار ماست روزی ما هست

لطف تو باشد اگر، حساب کدام است
مهر تو باشد اگر، عذاب کدام است

علت خلقت تویی در عشق و گر نه
جبر کدام است و انتخاب کدام است

چله ای باید گرفت تا که بفهمیم
سرکه کدام است یا شراب کدام است

این پدر پیر تو چگونه بخوابد
پهلوی گهواره ی تو، خواب کدام است

روی تو و روی او… چگونه بفهمیم
در وسط این دو، آفتاب کدام است

هیچ کسی مثل تو وجود ندارد
مثل تو و سفره ی تو جود ندارد

باز بینداز سمت ما نظرت را
نوکر دربار کن غلام درت را

جای تو عرش است و خاک قابل تو نیست
این طرفی کرده ای چرا گذرت را

بعد چهل سال گریه کردن و هجران
این همه خوشحال کرده ای پدرت را

بعد چهل سال، عاقبت شده وقتش
تا بگذارد به روی سینه سرت را

وای اگر وا شود ز چهره نقابت
پر کنی از کشته کشته دور و برت را

شهر پر است از حسود، حرز بینداز
یا که عوض کن مسیر رهگذرت را

در همه مولودهای قوم پیمبر
هیچ کسی نیست از تو با برکت تر

لطف تو را از ازل زیاد نوشتند
آینه ات را خدا نژاد نوشتند

خاک سر راه تو بهانه ی خلق است
خاک مرا از همین بلاد نوشتند

ایل و تبار مرا مرید نوشتند
ایل و تبار تو را مُراد نوشتند

هر چه خدا جود داشت داد به دستت
نام تو را این چنین، جواد نوشتند

یا کرم و یا جواد عبد تو هستم
حضرت باب الجواد عبد تو هستم

هفت زمین در خور کبوتر تو نیست
غیر بلندای عرش بستر تو نیست

وقت نماز شبت تجلی الله
هیچ کسی جز تو در برابر تو نیست

خواست پدر بوسه اش برای تو باشد
خوب شد این که کسی برادر تو نیست

گر چه علی اکبرِ امامِ رضایی
زخم ولی بر ضریح پیکر تو نیست

این شب جمعه بده جواب همه را
آب مگر مهریه ی مادر تو نیست

از چه علی اصغر از فرات ننوشید
از چه از آن مایه ی حیات ننوشید

*********

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – حامد خاکی

آسمان اشک شوق می بارید
عشق روی زمین قدم می زد
دست باران به شانه ها می خورد
خلوت باغ را بهم می زد
**
اسکله بر افق تبسم کرد
موج و ساحل کنار هم ماندند
جزر ومد کف زدند و رقصیدند
و صدفها ترانه می خواندند
**
پر و بال کبوتران واشد
دل خود را به آسمان دادند
ماتشان برده بود و از بالا
خانه ای را بهم نشان دادند
**
خانه ی آیه ها و آینه ها
کعبه تنها رفیق و همگامش
قعر زیر بنای آن خورشید
پاتوق هر فرشته ای بامش
**
ناگهان عرش بر زمین افتاد
فرش تعظیم کرده و پا شد
و ملائک به چشم خود دیدند
سرزمین مدینه زیبا شد
**
ازدحام گدا چنان پشتِ
در خانه  هجوم  آوردند
به گمانم که روزی ِخود را
تا نگیرند بر نمی گردند
**
نهمین نور خانواده ی عشق
هشتمین طفل مادر دنیا
پسر ماهِ حضرت خورشید
پدر جود و مهربانی ها
**
هنر یک نگاه او حاتم
بسکه از رتبه ی کرم رد شد
باعث قحطی گدا شده است
دست و دل بازی اش زبانزد شد
**
السلام ای امام سائلها
حضرت عشق همجوار خدا
دامنت رابه دست ما برسان
لطف حق٬ ای خزانه دار خدا
**
جود تو علت وجود من است
سوره ی کوثر امام رضا
تو جوانی جوانی ام به فدات
ای علی اکبر امام رضا
**
تو بهاری وسبزی و سروی
ماخمیده درخت پائیزیم
گریه ی تو ز ماتم زهراست
مابرای تو اشک می ریزیم
**
گرچه بی ارزشیم و سرباریم
ماخریده شدیم گریه کنیم
خنده اصلاً به ما نمی آید
آفریده شدیم گریه کنیم

**********

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – محمد بختیاری

دلگیر تر از سینه‌ی تنگم قفسی نیست
در خانه‌ی تنهایی من همنفسی نیست
تنهاتر از این بی‌کس دلمرده کسی نیست
من یکسره فریادم و فریادرسی نیست

در حسرت آغاز بهار است کویرم

واکن دهن شیشه‌ی من را به لبی یا
دم کن نفس شرجی من را به تبی یا
پر کن بغل سرد مرا یک دو شبی یا
سر کن با من چند سحر در رجبی یا

فرصت بده تا پیش قدمهات بمیرم

وقتی که به موی تو مسیر دلم افتاد
صدها گره‌ی کور سرِ مشکلم افتاد
شور لب تو بر بدن ساحلم افتاد
صد شکر که در خانه‌ی تو منزلم افتاد

در پیچ و خم عشق تو در آمده پیرم

آغاز بهار است صدای قدم تو
جنگل شدم از آب و هوای قدم تو
سر می‌دود از شوق برای قدم تو
چشمان مدینه شده جای قدم تو

از هرچه به غیر از قد و بالای تو سیرم

جان همه‌ی شهر به گیسوی تو بسته است
نان همه بر همت بازوی تو بسته است
بند دل عیسی به دم هوی تو بسته است
طاقی است دل ما که به ابروی تو بسته است

با دست تو ورز آمد از آغاز خمیرم

با آمدنت ختم شده غصه‌ی بابا
لبخند تو شد ساحل آرامش دریا
شد بسته در تهمت بی‌پایه و بی‌جا
               مبهوت شد از ذره‌ای از علم تو یحیی(یحیی بن اکثم)

گفتی که من از طایفه‌ی علم غدیرم

خورشید شدی ساقی این نور علی شد
نوری نبوی آمد و منشور علی شد
آتش خودِ حق بود ولی طور علی شد
تأکید به مستی شد و انگور علی شد

از عقل جدا شد سرِ این کوچه مسیرم

حرف از علی و آینه‌ها شد چه بجا شد
دستم پُر باران دعا شد چه بجا شد
غم ، پشت سرم آبله‌پا شد چه بجا شد
این شعر فقط صرف خدا شد چه بجا شد

از شعله‌ی این راز گُل انداخت ضمیرم

***********
اشعار ولادت امام جواد(ع) و حضرت علی اصغر(ع) – قاسم نعمتی

وقتی بساط عشق بازی چیده می شد
سجاده سبزی کنارش دیده می شد

یک پیرِ عاشق بادعای مستجابش
در امتحان عاشقی سنجیده می شد

صبرش اگر چه شهره ی هفت آسمان بود
گه گاهی از زخم زبان رنجیده میشد

گویا دوباره کوثری در بین راه است
کم کم سحر شام دل غمدیده می شد

از نور زهراییِ این  فرزندخورشید
طومار غربت در جهان برچیده میشد

دانید این اسطوره دلدادگی کیست؟
در آسمانها این چنین نامیده میشد

او کیست؟آقازاده شمس الشموس است
آرامش جان و دل سلطان طوس است

او مثل نوری جلوه کرد و بهترین شد
همچون رسول الله پیغمبر ترین شد

از آسمانها آمد و جاری تر از اشک
مانند زهرا مادرش کوثرترین شد

سر تا به پایش بود توحید مجسم
بر باده رب الکرم ساغر ترین شد

او چندسالی گرچه مهمان بود ما را
اما تجلی کرد و نام آور ترین شد

بر تار گیسویش گره خورده دل ما
این شاه زاده ،تک پسر، دلبرترین شد

شد زنده یاد یوسف لیلا دوباره
ابن الرضا بود و علی اکبر ترین شد

در چند جایی که عیان شد غیرت او
با نام زهرا مادرش حیدر ترین شد

فرمودبابایش از او بهتر نباشد
مولود ازاو بابرکت تر نباشد

او آمد و ابن الرضایی کرد مارا
از برکت نامش خدایی کرد مارا

مشتی زخاکیم و قدم بر ما نهاد و
تا عرش برد و کبریایی کرد مارا

دست کریم این امام ذره پرور
یک عمر مشغول گدایی کرد مارا

صوت دل آرای مناجاتش سحرها
سر مست جانان و هوایی کرد مارا

بوسیدن خال رطب دارش در این ماه
مهمان بزم باصفایی کرد مارا

یک قطره ی اشک از کنار سفره ی او
هر نیمه شب مردی بکایی کرد مارا

از گوشه صحن و سرای کاظمینش
مست حسین و کربلایی کرد مارا

نیمه نگاه اوست تسکین الفؤادم
کلب امیر کاظمین ،عبدالجوادم

لبخند او آرامش جان رضاشد
یوسف شدو مهمان کنعان رضا شد

سجاده بابا شده گهواره ی او
لالایی اش آهنگ قرآن رضا شد

ابرو تکان می داد و بابا عشق میکرد
با غمزه ای جانانه جانان رضا شد

آمد که باقی مانده توحید باشد
با نام او شیعه مسلمان رضا شد

قدش عصای پیری ِ این پیرمرد است
قد راست کرد اصل ارکان رضا شد

هر کس که از باب الجواد آمد زیارت
با دست پر مشمول احسان رضا شد

اما خدالعنت کند فامیل  بد را
که باعث قلب پریشان رضا شد

امشب دلم جایی دگر هم پرگشوده
ارباب ما آغوش بر اصغر گشوده

امشب نمی دانم چرا در پیچ و تابم
اشک دو چشمانم کند نقش بر آبم

می جوشم و می جوشم و لبریزم از اشک
چله نشینی پای خَم کرده شرابم

امشب دخیل گوشه گهواره هستم
دلگرمم و ایمن قیامت از عذابم

عشاق را گویم ازین پس تا قیامت
با نام اصلیم کنید اینسان خطابم

عالم همه دانند در کوی محبت
من ریزه خوار سفره ی طفل ربابم

با اذن سقا در حرم سرباز عشق ِ
ششماه سردار خیام بوترابم

ای کاش همچون حق شناس پاک طینت
عبد علی اصغر کند  زهرا حسابم

حالا که غم آلود گشته ناله هایم
انگار باب القبله ی کرب و بلایم

او را خدا می خواست مه پاره ببیند
مسند نشین کنج گهواره ببیند

بر روی دستان پدر با کام عطشان
با روی خونین ، حنجری پاره ببیند

وقتیکه جسمش روی دستان پدر بود
آقای عالم را چه بیچاره ببیند

یک عمر با زخمی که مانده روی سینه
دور حرم بانویی آواره ببیند

اما در آخر چون عموجانش ابالفضل
اورا صف ِمحشر همه کاره ببیند

لب تشنگان اشک را این طفل ساقیست
شش ماه تا قربانی ششماهه باقیست

************

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – یوسف رحیمی

در ساحل جود خدا باران گرفته
باران نور و رحمت و احسان گرفته

در هر نگاه این قبیله هل اتائی ست
چشم تهیدستان عالم جان گرفته

می بارد انوار کرم از هر کرانه
شب های دلگیر زمین پایان گرفته

داده خدا ماهی به خورشید رئوفش
آری دعای حضرت جانان گرفته

از عرش جنت سوره‌ی یاسین رسیده
خاک مدینه عطر الرّحمان گرفته

نسل امامت می شود پاینده با او
از برکتش دلهای شیعه جان گرفته

او می رسد جود و سخا معنا بگیرد
در قلب عالم نور رحمت پا بگیرد

عالم همه قطره اگر دریا تو هستی
کل خلائق عبد اگر مولا تو هستی

فیض وجود توست رزق اهل دنیا
باران جود عالم بالا تو هستی

ای آسمان لطف غیر از آستانت
سائل کدامین سو نهد رو، تا تو هستی

مانده ست ابتر کیدِ بدخواهان شیعه
روشن ترین تفسیر اعطینا تو هستی

مانند کوثر چشمه‌ی جاری نوری
با این حساب آئینه‌ی زهرا تو هستی

بابات بوده پاره‌ی قلب پیمبر
آرامش هر لحظه‌ی بابا تو هستی

ابن الرضایی تو کریم بن کریمی
ما چون گدایی یا اسیری یا یتیمی

چشمان تو جنت! نه جنت آفرینی ست
در هر نگاه روشنت خلد برینی ست

هر واژه‌ی تو عطر و بوی وحی دارد
وقتی که خلق و خوی تو روح الامینی ست

با عشق تو قلبی نمی سوزد در آتش
آقا ولای تو عجب حصن حصینی ست

گویا گره خورده دلم با عرش اعلی
هر رشته از مهر شما حبل المتینی ست

اذن حضور اینجا فقط اخلاص و تقواست
چشمان تو خورشید هر اهل یقینی ست

کی لایق وصف شکوه بی حد تو
این شعرها این واژه های اینچینی ست

ای آسمان! ای بی کران! ای بی نهایت!
من را ببخش آقا اگر شعرم زمینی ست

من روزی هر ساله ام را از تو دارم
چشمان من بر دستهای نازنینی ست

عمریست که ریزه خور این آستانم
در وصف جود بی کرانت ناتوانم

هر شب دل من سائل باب المراد است
آنجا که حاجتمند درگاهش زیاد است

آنجا که امید و پناه آخر ماست
آنجا که اوج هر توسل یا جواد است

جز آستان تو پناهی که نداریم
این استغاثه با تمام اعتقاد است

بی لطف تو از دست خواهد رفت عبدت
یک گوشه چشمی سائل تو خانه زاد است

ماها کجا و سائلی آستانت
بر خاک راهت آسمان هم سر نهاده ست

آقا شفیع ما به درگاه خدایی
وقتی که جودش را به چشمان تو داده ست

مداح چشمانت کسی غیر از خدا نیست
بر ما مگیری خرده، واژه کم سواد است

در مشهد سلطان ایران هم که هستیم
دلهای ما پروانه‌ی باب الجواد است

آقا دل من در هوای کاظمین است
در حسرت یک بوسه بر قبر حسین است

*********************

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – علی اکبر لطیفیان

در خلوت یاران اثری بهتر از این نیست
در چله گرفتن ثمری بهتراز این نیست

ما خم شراب از جگر غوره گرفتیم
در میکده ی ما هنری بهتر از این نیست

سجاده بیارید که تا صبح نخوابیم
در بین سحرها – سحری بهتر از این نیست

ما درد نگفتیم ولی باز دوا کرد
در شهر، طبیب دگری بهتر از این نیست

حق داشت بنازد پدر پیر مدینه
در هیچ کجایی پسری بهتر از این نیست

گفتند جواد است سر راه نشستیم
در جمع گدایان خبری بهتر از این نیست

پر کرد به اجبار خودش کیسه ی ما را
در کوچه ی ما رهگذری بهتر از این نیست

گفتند سلامی بده و زائر او باش
دیدیم در عالم سفری بهتر از این نیست

پس زائر یاریم توکلت علی الله
ما عبد نگاریم توکلت علی الله

ابروی تو و تیغ بلا فرق ندارند
در طرز شهادت شهدا فرق ندارند

کافی است که پای تو به یک سنگ بگیرد
این گونه که شد سنگ و طلا فرق ندارند

ایام طفولیت تو عین بزرگی است
در معجزه، ایام خدا فرق ندارند

از رحمت تو دور نبودند،سیاهان
وقت کرم تو، فقرا فرق ندارند

پایین سرسفره تو نیز چو بالاست
در خانه ی تو شاه و گدا فرق ندارند

ما کار نداریم رضا یا که جوادی
در مذهب ما آینه ها فرق ندارند

تو آمده ای تا که سرآمد شده باشی
یکبار دگر نیز محمد شده باشی

بیمار شدن از من و عیسی شدن از تو
لب تشنه شدن از من و دریاشدن از تو

در راه عصای تو بیان کرد: امامی!
اعجاز عصا از تو و موسی شدن از تو

در مهد به اثبات خودت سعی نمودی
در کودکی ات این همه والا شدن از تو

چهل سال پدر – چشم به راه پسرش بود
حالا یکی یک دانه ی بابا شدن از تو

چشمان موفق به امید تو نشسته است
پس دست شفا از تو و بینا شدن از تو

تا زائر سرو قد و بالای تو باشد
جانم پسرم از پدر و پاشدن از تو

بگذار قدم های تو را خوب ببیند
در قامت تو جلوه ی محبوب ببیند

هستند کریمان دو عالم سرخوانت
یکبار نخورده است گره کیسه ی نانت

اصلا حرم شاه خراسان حرم توست
هرصحن که گشتیم در آن بود نشانت

انگار که گهواره تو عرش زمین بود
وقتی پدر پیر تو می داد تکانت

تکبیر تو از داخل گهواره رسیده است
هستم اگر امروز مسلمان اذانت

یکبار پدر گفتن تو گر نمی ارزید
صدبار نمی رفت به قربان زبانت

از چشم پدر دور مشو – گرگ زیاد است
براین پدرت حق بده باشد نگرانت

در راه مبادا قدمت خار ببیند
آن صورت چون برگ تو آزار ببیند

یک روز می آید که می افتد بدن تو
لب تشنه بمانی و بخشکد چمن تو

یک روز می آید که می افتی و کنیزان
در خانه برقصند کنار بدن تو

ای یوسف زهرا – دل یعقوب فدای …
آن لحظه ی خاکی شدن پیرهن تو

هرچند کلام تو در آواز شود گم
اما نزند هیچ کسی بر دهن تو

*************

اشعار ولادت امام جواد الائمه(ع) – علی اکبر لطیفیان

طوبای تو میان دلم قد کشیده است
بین من و خیال خودم سد کشیده است

احساس می کنم به تو نزدیک می شوم
جذر مرا نگاه تو مد کشیده است

این جذبه طلایی بالا نشین تو
بال مرا حوالی گنبد کشیده است

دست خدای عز و جل روی قلب ما
این بار سوم است محمد کشیده است

نوری رئوف در حرمت موج می زند
الطاف کاظمین به مشهد کشیده است

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

بگذار خاک پای تو نقاشی ام کنند
سجاده ی دعای تو نقاشی ام کنند

بگذار بر کنار قدم های هر شبت
با رشته عبای تو نقاشی ام کنند

بال و پرم بده که شبیه کبوتری
امروز در هوای تو نقاشی ام کنند

بگذار از زمان ازل تا همیشه ها
آقای من برای تو نقاشی ام کنند

وقتی میان خانه دعا پخش میکنی
مسکین ترین گدای تو نقاشی ام کنند

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

ای بالش تو دست امام رئوف ما
ای  سایه بان روی تو بال فرشته ها

تا آمدی امام رضا گریه اش گرفت
ای مستجاب چله سجاده دعا

تا یک تبسمی نکنی پا نمی شود
خورشید از مقابل گهواره شما

اینگونه بی نقاب نظر می خوری عزیز
اینقدر در مقابل آیینه ها نیا

آقا قرار ما سر میدان کاظمین
ای اولین زیارت ما بعد کربلا

بخشنده تو ، خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

هر صبح چهارشنبه مقیم تو می شوم
از زائران صبح نسیم تو می شوم

روزی اگر به طور مرا راهیم کنند
سوگند میخورم که کلیم تو می شوم

وقتی که از محله ما میکنی عبور
کوچه نشین دست کریم تو می شوم

بر پشت بام گنبد زرد و طلائیت
مثل کبوتران حریم تو می شوم

کم کم در ابتدای خیابان کاظمین
دارم همان گدای قدیم تو می شوم

بخشنده تو ،خدای کرم تو ، جواد تو
ابن الرضا تو ، حضرت باب المراد تو

 

 

 شعرولادت حضرت علی اصغر,شعرولادت حضرت امام جواد,شعرولادت جواد الایمه,شعرولادت علی اصغر,اشعارولادت علی اصغر,اشعارولادت امام جواد,اشعارولادت جوادالایمه,