اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –  وحید محمدی

تب باران گرفته چشمانم
مست باران ترانه می خوانم
بنویسید عبد معصومه
بنویسید غرق بارانم
بنویسید شیعه ی مولا
نوکری از تبار سلمانم
گاه پای ضریح معصومه
گاه پای ضریح سلطانم
و به لطف کرامت بی بی
سر این سفره باز مهمانم
من اگر بی قرار می چرخم
مست طعم لذید سوهانم

شب لبخند آسمانی هاست
شب بانوی مهربانی هاست

شده ام بار، بار معصومه
میثم روی دار معصومه
بی صدا حرف می زند امشب
نوکری از تبار معصومه
شوق بالای سر به سر دارم
شده ام بی قرار معصومه
در سرم فکر و ذکر دیگر نیست
تا که هستم کنار معصومه
و به قم اعتبار بخشیده
به خدا اعتبار معصومه
ماند حسرت به دل، به سر نرسید
عاقبت انتظار معصومه

به سرم هست شور معصومه
غرق نورم به نور معصومه

*ربنا بعد ربنا* آمد
نور، توحید، اهدنا آمد
همنشین فرشته های خدا
سفره دار ستاره ها آمد
با قدم های او بهشت آمد
با نفس های او خدا آمد
آسمان غرق نور سلطان شد
خواهر حضرت رضا آمد
هر کسی رفت سمت بیت النور
از در خانه مبتلا آمد
مفتخر شد به منصب شاهی
در این خانه هر گدا آمد

در این خانه نوکری خوب است
با فقیران برابری خوب است

سحر آورده، کوثر آورده
نفحاتی معطر آورده
به میان رواق آینه ها
چلچراغی منور آورده
از حوالی کوچه های خدا
بوی موسی بن جعفر آورده
نذر دیدار با امام رضا
چند تایی کبوتر آورده
شده از ریشه های چادر او
حاجت هر کسی بر آورده
و خدا هم به قم، نه معصومه
بلکه زهرای دیگر آورده

به نفس های قم کرم دادند
و به زهرای آن حرم دادند

هست بال و پر ولی الله
اول و آخر ولی الله
هست هم عمه ی ولی الله
هست هم خواهر ولی الله
هست زهرای دیگر این قوم
هست او دختر ولی الله
تاج روی سر پدر، دختر
هست تاج سر ولی الله
مادری کرده او برای رضا
بوده پس مادر ولی الله
همه ی عمر غرق برکت را
بوده در محضر ولی الله

درس خوانده به پای این منبر
پدر او فدای این دختر


************

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –  محمد مبشری

دیده ها با نور روشن می شود
دشت ها از یاس گلشن می شود
نغمه های مرغ خوش الحان رسد
خاتمه بر ناله کردن می رسد
تا خدا جلوه کند در کوه طور
طور موسی جای ماندن می شود
چشمه ای از چشمه ی نور خدا
سهم نوری پاک دامن می شود
ماه نجمه می درخشد در سپهر
نور امید دل من می شود

این که گشته روشنی دیده چیست ؟
این که شد عشق رضا برگو که کیست

نور زیبای خدا معصومه است
قبله گاه اولیا معصومه است
برتر از هفت آسمان برتر ز عرش
جلوه ی تام خدا معصومه است
کوثر ثانی و دوم فاطمه
در تمام ماسوا معصومه است
برتر از اعجاز موسای کلیم
معجز موسای ما معصومه است
بود زینب خواهر خوب حسین
زینب از بهر رضا معصومه است

بهر خورشید ولایت مه رسید
مریم آل علی از ره رسید

کعبه ی جان ها  به دنیا آمده
دختر طاها  به دنیا آمده
در دل بحر ولا بین صدف
گوهری والا به دنیا آمده
در کنار حضرت شمس الشموس
ماه بی همتا به دنیا آمده
حوریان با هم چنین نجوا کنند
زینب موسی به دنیا آمده
تا که دیدش زیر لب گفتا رضا
دومین زهرا به دنیا آمده

فاطمه ی دوم آل نبی
قبله ی امید و آمال نبی

در شب معراج پیغمبر بگفت
نور او را دید و آن سرور بگفت
بارگاه دخترم در خاک قم
نور باشد چون مرا داور بگفت
حضرت موسی به وقت انتخاب
نام او را ثانی کوثر بگفت
ای فدایی تو گردد هستی ام
خود رضا این گونه با خواهر بگفت
در دل رویای صادق این چنین
بهر شیعه حضرت جعفر بگفت

هر که خواهد زائر زهرا شود
زائر معصومه ی موسی شود

ما چو عزم بحر رحمت می کنیم
هستی خود را فدایت  می کنیم
گرمی شهر قم از خورشید توست
یک به یک عرض ارادت می کنیم
تا به سوی بارگاهت می رویم
میل دریای کرامت می کنیم
تا مدینه می رود دل های ما
تا که بر قبرت اشارت می کنیم
در کنار مرقدت ای مهربان
گویی از زهرا زیارت می کنیم

ای مقامت همچنان زهرا رفیع
از تو می خواهیم دیدار بقیع

************

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –  سید علیرضا شفیعی

تعداد دردهای دلش بی شمار شد
از امتداد دوری تان بیقرار شد
با یک دل شکسته سوار قطارشد
آرام سوی مرقدتان رهسپار شد

در فکر بود هدیه بیارد برایتان
ریزد تمام هستی خود را به پایتان

شعری سرود تا دلش آرام تر شود
تا بلکه از صفای حرم با خبر شود
ایام روح مردگی اش زود سر شود
اهل نماز و گریه ی شب تا سحر شود

وقتی به قم رسید غمش را ز یاد برد
هر آنچه عشق غیر شما داشت باد برد

با چشم خیس و یک دل سرشار از امید
دستی بر آستانه درب حرم کشید
بعد از سلام کردن خود پاسخی شنید
بی اختیار سوی ضریح شما دوید

بی وقفه سر به روی ضریح شما گذاشت
در دل به جز نگاه شما آرزو نداشت

حالا خسی که یافته میقات خویش را
از عشق خواست یک یک حاجات خویش را
تا وقف تان کند همه اوقات خویش را
این گونه ختم کرد مناجات خویش را:

هرچند دور میشوم از آسمان تان
دل را گره زدم به در آستان تان

**********

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها – پوریا باقری

تا دلم از نفس افتاد ، پناهم دادی
به حرم برده ای و اذن نگاهم دادی
صیغلی بر دل و این روی سیاهم دادی
بعد هم سوز دل و گریه و آهم دادی

السلام ای همه ی دار و ندار دل ما
حضرت نور ، نگاه تو همه حاصل ما

روبروی حرمت گرم تماشا بودم
غرق در خلسه و در عالم بالا بودم
محو رخسار ضریح تو معلا بودم
آه… انگار که در مرقد زهرا بودم

ما که مدیون تو و لطف خدایت هستیم
همه دلخوش به همین چند روایت هستیم:

"تا قیامت حرمت ، چون حرم فاطمه است"
زائرت شامل لطف و کرم فاطمه است
هرکه در جان و دلش درد و غم فاطمه است
پیش تو در حرم محترم فاطمه است

دست بر دامن تو ذکر توسل کردیم
حیف بی معرفتی شد که تعلل کردیم

هرکه مشتاق تو شد ، عقل به کف آورده
در بیابان ، حرمت "در" و "صدف" آورده
دیدنت حوریه ها بر سر صف آورده
شوق تو مرعشی از شهر نجف آورده

تو که هستی که همه محو کمالت هستند
مرجعیت همه محتاج وصالت هستند

زینب ثانی این طایفه هستی بانو
قفل این قلب مرا خوب شکستی بانو
آمدی در دل هر شیعه نشستی بانو
چشم بر کشور ایران تو نبستی بانو

آمدی تا به برادر برسی ، اما حیف…
تا به آن جسم مطهر برسی ، اما حیف…

مثل زینب غم دوری برادر دیدی
ناله و اشک و پریشانی مادر دیدی
مثل زینب جگر پاره ی خواهر دیدی
تو کجا پیکر صد پاره ی بی سر دیدی؟

تو غم یار کشیدی ، نه که غارت شده ای
نه که آماده ی دوران اسارت شده ای


************

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –   یوسف رحیمی

چشم دلم به سمت حرم باز می شود
با یک سلام صبح من آغاز می شود
پر می کشد دلم به هوای طواف تو
وقتی که لحظه لحظه ی پرواز می شود
قفل دلم شکسته کنار در حرم
از مرقدت دری به جنان باز می شود
فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه
اینجا دل شکسته سبب ساز می شود
کو چشم روشنی که ببیند در این حرم
هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست اینکه دلم یا کریم توست
قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست

اینجا بهشت دختر موسی بن جعفر است
از نفحه ی شهود و تجلی معطر است
برپا شده است مکتب قرآن و اهل بیت
دارالعلومِ مریم آل پیمبر است
اینجا کلید علم و فقاهت ارادت است
خاک در حریم تو علامه پرور است
چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست
اینجا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است
تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست
وقتی دلم از آه زمانه مکدر است
هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل
دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود
اینجا حضور فاطمه احساس می شود

با آنکه هست هر دو جهان مال فاطمه
اینجا دمیده کوکب اقبال فاطمه
بی اختیار پای ضریحت رسیده است
هر زائری که آمده دنبال فاطمه
دارد تمام مرقد تو بوی آسمان
اینجاست سایه سار پر و بال فاطمه
فرمود آشیانه ی‌ امن الهی است
صحن و سرای تو، حرم آل فاطمه
خورشید آل فاطمه از راه می رسد
هر سال ما اگر که شود سال فاطمه

ای عمه ی امام زمان! کاش در حرم
یک صبح جمعه لایق دیدار می شدم

خاتون ملک ارض و سما إشفعی لنا
محبوبه ی حبیب خدا إشفعی لنا
آرامش و قرار دل ثامن الحجج
ای زینب امام رضا إشفعی لنا
عصمت دخیل بسته به پرهای چادرت
ای آفتاب حُجب و حیا إشفعی لنا
در هر سحر به سوی ضریح اجابتت
می آورم دو دست دعا إشفعی لنا
روی سیاه و بار گناهان ما کجا
لطف و کرامت تو کجا إشفعی لنا
مهر و ولایتت شده حبل المتین ما
در صبحگاه روز جزا إشفعی لنا

یوم الحساب تو همه امید شیعه ای
تنها نه شیعه اهل جهان را شفیعه ای

با حبّ تو کسی که دلش را محک زده
طعنه به پارسایی حور و ملک زده
سرشار از زلالی نور یقین شود
در مرقد منور تو قلب شک‌زده
از چشمه های فیض تو سیراب می شود
هر کس دلش ز قحطی ایمان ترک زده
تنها نه چشم آدمیان بر عطای توست
بر گنبد تو دست توسل فلک زده
شب های جمعه طوف حرم می‌ کنم ولی
گویا کسی به زخم دل من نمک زده
دارد ضریح اطهر تو بوی کربلا
قلبم برای دیدن ششگوشه لک زده

امشب گره گشاست دم یا رضا رضا
در دست توست تذکره ی کربلای ما


*************


اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –   کمیل کاشانی

جبرییل اینجا هر از گاهی کبوتر میشود
خاکبوس دختر موسی ابن جعفر میشود

قم بهشت آرزوی هر پریشان خاطری است
عافیت خواهی اگر ، اینجا میسر میشود

سال ها علامه پای این ضریح افطار کرد
بوسه از درگاه او قند مکرر میشود

عصمت و شرم و نجابت ارث او از فاطمه است
در صفات و خلق ، دختر عین مادر میشود

در وقار و صبر ، تمثال شریف زینب است
در کمال علم ، تالی تلو حیدر میشود

حضرت معصومه هم شأن نزول کوثر است
در زلال مهر او دلها مطهر میشود

در مثل آئینه آئینه است کوچک یا بزرگ
هر که انکار مقامش کرد کافر میشود

یک اشارت از نگاهش بانی فیضیه شد
دست لطفش امتداد فیض کوثر میشود

نام او را چون به حاجت بر زبان می آورم
باغ جانم از نسیم او معطر میشود

تا زند جوش شفاعت زمزم احساس او
عرصه ی محشر " کمیل" ، آن لحظه محشر میشود


***********

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها –  حسین ایمانی

به هزاران دلیل بانویی
به هزاران دلیل مُحتاجم
با هزاران امید آمده ام
کرده دنیا چقدر تاراجم

غافلم غفلت از شما کردم
دلم از این حرم جُدا مانده
اگر امروز آمدم این سوء…
دستِ من نیست که…رضا خوانده

شاهِ رافت صدا زده که بیا
مجلسِ خواهرم مُصَفّا کُن
خط کشیده رویِ مُعاصی ام
گفته حالا بیا وُ نجـــوا کُن

مجلسِ خواهرِ امامِ رئوف
رویِ انگشتِ شاه می گردد
با نگاهِ رئوف…این مُجرم
بنده ای سَر به راه می گردد

رو به قم میکنم سلام حرم
پدر وُ مادرم فدایِ شما
کربلایی شده هر آنکس که …
شد نظر کرده ی ِ رضایِ شما

تو که علامه ی ِ مُخدَّره ای
تو که معصومه مثلِ زهرایی
مثلِ زهرا زلالی وُ پاکی
معــنی واژه یِ تولایی

نَفَسِ نابِ تو گِرِه خورده
به نَفَسهایِ شاه ایرانی
شک ندارم که چون برادرِ خود
دردِ من را نگفته می دانی

به حریمِ تو ظاهرم نزدیک
قلبم از این حرم جُدا شده است
ظاهراً کربلایی اَم امّا
باطنم دور از خدا شده است

لقمه ی ِ سفره تو می خورم وُ…
سنگ دیگر به سینه می کوبم
من بد وُ مُجرمَم ولی مَردم
فکر کردند خوب وُ محبوبم

لطف وُ احسانِ اهلِ بیت وُ خداست
که بَدی را ندیـده می گیرند
جُرمها را چه ساده می بخشند
کال ها را رسیــده می گیرند

زِ بدی ها چه ساده می گذرند
نیّتِ خیـــر را حساب کنند
اینچنین خواستند من را هم
عاشقِ مرتضی حساب کنند

با نگاهت بیا نجات بِده
بنده یِ رو سیاهِ دَربارت
دلم اینبار کربلایی کُن
تا بگویم شدم گرفتارت

ای بهشتی تَرین نگاهِ رضا
با نگاهت مرا خدایی کن
یک شبِ جمعه با عزیزانم
این زمین خورده کربلایی کُن

کربلا کربلا که می گویم
به یقین همدم شهیدانم
بی قــرار وصال دلدارم
سوخته در هوای هجرانم


************

اشعار ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها – محمد کابلی

بانو اجازه ای بده شاعر شوم و باز
در مدح چشم های تو قادر شوم و باز

از قم بگویم از تو و از گنبد طلات
پر وا کنم،کبوتر ماهر شوم و باز

در آسمان صحن تو بالی به هم زنم
با حوریان تشنه مجاور شوم و باز

همبال جبرئیل ملک در حریم تو
اذن دخول خوانده و زائر شوم و باز

یک گوشه در رواق تو خلوت کنم،همین!!
در بین عاشقان تو حاضر شوم و باز

در خلوتم گل از گل طبعم که باز شد
با اذن چشم های تو شاعر  شوم وباز…

**************

برای عضویت در کانال تلگرام ما اینجا کلیک بفرمایید