حدیث

مطالب دسته ی "حضرت علی اكبر (ع)"

اشعار ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام _ مجموعه ششم

اشعار ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام _ مجموعه ششم

اشعار ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام *************************** اشعار ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام _  رضاباقریان   خدا به نخل ولا باز برگ و بر داده به آسمان مدینه نگاه تر داده عنایتی شد و این بار هم دل دریا به مادرانه ترین مادری گوهر داده عروس حضرت زهرا به سیدالشهدا دمِ سحر پسری […]

ادامه مطلب ...
شعرولادت علی اکبر علیه السلام – مجموعه پنجم

شعرولادت علی اکبر علیه السلام – مجموعه پنجم

شعرولادت علی اکبر شعرولادت علی اکبر علیه السلام – محمدبختیاری رسیده پیغمبری دوباره به عاشقان دلبری دوباره امیری و سروری دوباره ادامه ی کوثری دوباره چه گویمت؟ حیدری دوباره و فاتح خیبری دوباره نه احمدی و نه حیدری تو شعاع الله اکبری تو نشسته در ذهن من خیالت میان چشمان من جمالت منم گرفتار دام […]

ادامه مطلب ...
شعرولادت حضرت علی اکبر  علیه السلام – مهدی روحانی کاشمری

شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – مهدی روحانی کاشمری

شعرولادت حضرت علی اکبر شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – مهدی روحانی کاشمری پسر پاک حسین روی مهش را صلوات زلف زیبای علی پیچ و خمش را صلوات هاتفی داد ندا احمد دیگر آمد خلق و خوی نبوی و قدمش را صلوات ام لیلا ثمری داد برویش صلوات ام لیلا و حسین و ثمرش […]

ادامه مطلب ...
رباعی ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

رباعی ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام

رباعی ولادت حضرت علی اکبر رباعی ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – قاسم نعمتی در کربلا شمیم گل یاس آمده لرزه به جان دشمن خناس آمده از میمنه به میسره طوفان به پا شده شاگرد رزم حضرت عباس آمده ——– هردم که لب به لعل لبت واکنم علی اسرارعشق خویش هویداکنم علی از بس […]

ادامه مطلب ...
شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – مجموعه چهارم

شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – مجموعه چهارم

شعرولادت حضرت علی اکبر شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – جواد حیدری لطف خدا شامل به هنگام دعا شد چون نام من مقبول قلب مرتضا شد منّت سرم بنهاد از بهر کنیزی تا همسرم سلطان دشت لاله ها شد اول کسی بودم که در بیت حسینی فرزند زیبایی به دامانم عطا شد تا اهل […]

ادامه مطلب ...
شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام _ مجموعه سوم

شعرولادت حضرت علی اکبر علیه السلام _ مجموعه سوم

بالاتر از حد تصور ها کمالت
دل می برد از اهل این عالم خیالت
 
صبح ازل چشمان مبهوت ملائک
بودند شیدای تماشای جمالت
 
می جوشد از خاک قدمهای تو زمزم
کوثر شراب خانگیّ لا یزالت
 
کی می شود با بالهای این چنینی
پرواز تا اوج شکوه بی مثالت
 
آنجا که بال جبرئیل آتش گرفته
بام نخست پر کشیدنهای بالت
 
خُلقاً و خَلقاً ، منطقاً عین رسولی
دیگر چه گویم از تو و خوی و خصالت
 
وقتی که تکبیرت طنین انداز می شد
می گفت لیلا مادرت : شیرم حلالت
 
می ریزد از عطر نگاهت یاس آقا
تنها تویی هم شانه با عباس آقا

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...
اشعارولادت حضرت علی اکبرعلیه السلام _ مجموعه دوم

اشعارولادت حضرت علی اکبرعلیه السلام _ مجموعه دوم

شب ولادت تو عیدسیدالشهداست
دلم خوش است که میلاد اکبرلیلاست
 
توآمدی که بگویی حسین تنها نیست
وتاقیام قیامت حسین پابرجاست
 
همینکه چشم تو واشدمدینه روشن شد
به یمن خاک کف پای تو که عرش خداست
 
مسیح خانه اربابمان تویی آقا
چراکه در رگ توخون حیدر و زهراست
 
ستاره ها همه امشب به خاک می ریزند
ومقصد همه پایین پای کرببلاست
 
خدابه روی تو امشب گلاب می ریزد
برای اینکه لبت مشک حضرت سقاست
 
 
توهم شبیه علی افتخار میکده ای
علی خانه اربابمان خوش آمده ای

 

ادامه مطلب…

ادامه مطلب ...
اشعارولادت حضرت علی اکبرعلیه السلام  _ مجموعه اول

اشعارولادت حضرت علی اکبرعلیه السلام _ مجموعه اول

پسر پهلوان اربابم
مرتضای جوان اربابم
ای عصای پدر ، علی اکبر
ای که هستی توان اربابم
قمر دوم بنی هاشم
ای مه آسمان اربابم
دامنت را نمی دهم از دست
لحظه ای هم به جان اربابم
تو کریمی و از تو شامل ماست
کرم خاندان اربابم
 
نشده دست رد به کس بزنی
سفره دار مدینه چون حسنی
 
جز خدا کس نبود در دل تو
من کجا ! مدحت خصائل تو
کار من نیست کار جبریل است
تا گدایی کند ز سائل تو
کیستی که معاویه می گفت
به امیرانش از فضائل تو
تا ببیند جمال پیغمبر
چشم عباس بود مایل تو
به نبی رفته بین اهل البیت
بیشتر از همه شمائل تو
اشبه الناس به رسولی تو
نوه ی ارشد بتولی تو
 
در شجاعت دلاوری اکبر
در بلاغت تو حیدری اکبر

 

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...

اشعار ولادت حضرت علی اکبر علیه السلام – قاسم صرافان

می‌آیی و لیلا شده مجنون عطر و بوی تو
دستی به رویت می‌کشد، یک دست بر گیسوی تو
نه بر نمی‌دارد کسی یک لحظه چشم از روی تو
یک چشم زینب بر حسین آن چشم دیگر سوی تو
 
هم باده نوش کوثری، هم مست از جام علی
باز، ای محمد! می‌رسی، این بار با نام علی
 
یا رب و یارب ساغرت، یا حق و یا حق باده‌ات
از مستی لب‌های تو میخانه شد سجاده‌ات
یک دم علی گل می‌کند در آن لباس ساده‌ات
یک دم محمد می‌رسد با زلف تاب افتاده‌ات
 
می‌آید از در مصطفی امشب که مستم با علی!
حالا که تو هر دو شدی پس یا محمد! یا علی!

ادامه مطلب….

ادامه مطلب ...