شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  علی ذوالقدر

یاصاحب الزمان…

عشق یک سینه ی پر از آه و یک دل بی قرار میخواهد
خواب راحت برای عاشق نیست عاشقی حال زار میخواهد

دیدن یارگرچه شیرین است نیست عاشق کسی که خودبین است
حرف عشاق واقعی این است هرچه میل نگار میخواهد

مدتی هست یادمان رفته پسری مانده از تبار علی
او که مثل حسن برای قیام بی سپاه است و یار میخواهد

یار هرکس به غیر او بودیم دل به هرکس به غیر او دادیم
چه کسی را عزیز تر از او دل از این روزگار می خواهد؟

چند روزی به سمت آقاییم چندماهی به سمت دنیاییم
بی تفاوت به اینکه جاده وصل قدمی استوار می خواهد

خوش به حال مدافعان حرم عشق را در عمل نشان دادند
تا بفهمیم یوسف زهرا عاشقی جان نثار میخواهد

شیعه تنهاست یا اباصالح با همان هیبت علی برگرد
گردن دشمنان آل الله گردش ذوالفقار میخواهد

گر بگویی بمیر، میمیرم بین دستان توست تقدیرم
عبد بی دست و پا برابر تو کی ز خود اختیار می خواهد

منتقم! جان مادرت زهرا بازگرد و بگو به آن دونفر
زدن بانویی بدون پناه قلب تاریک و تار میخواهد


****************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  حسین صیامی

به نام حضرت خورشید آسمان حرم
به نام عزت جاوید آستان حرم
به نام غیرت ناب مدافعان حرم

قلم برای نوشتن نگاه می خواهد
بیان حادثه ها انشراح می خواهد

حدوث واقعه ای ماورای کون و مکان
هزار سال گذشته به رغم سیر زمان
هنوز حادثه کربلاست در جریان

به هوش! هست چرا دست روی دست اینک
به گوش ناله هل من مدافع است اینک
.
ابوهریره کنون قصد آمدن کرده است
شریح باز هم احکام را کفن کرده است
بنی امیه لباس جدید تن کرده است

اگرچه حادثه حالات تازه ای دارد
بدان که شمر خیالات تازه‌ای دارد
.
اگر چه جامعه مهد بلا و بلوا بود
اگر چه یاری دین خدا معما بود
گذشته است زمانی که عشق تنها بود

به قلب حادثه با نبض عشق آمده ایم
به میهمانی اهل دمشق آمده ایم
.
زمین خشک ولی رو به آسمان داریم
چقدر ام وهب در سپاه مان داریم
بکش بکش که ببینی چقدر جان داریم

بگو به مرگ بیاید کمی قمار کنیم
رسیده ایم که جان را فدای یار کنیم
.
الا که راه تو راه درست ای بانو
اساس کاخ یزید از تو سست ای بانو
زمان عرض ارادت به توست ای بانو

سلام ای همه عاجز ز درک رتبه تو
هنوز کوفه و شام است مات خطبه تو
.
سلام بر تو که زهرا نموده در تو ظهور
سلام یا جبل الصبر…ای حقیقت نور
بتاب تا به ابد چشم دشمنانت کور

تو ابتدای سخایی نهایت کرمی
حقیقت اینکه خود تو مدافع حرمی
.
نگاه نافذ تو شوق را برانگیزد
تمام قد به حضورت زمانه برخیزد
اراده کن که زمین و زمان به هم ریزد

به خاندان رسول خدا عقیله تویی
هنوز قافله سالار این قبیله تویی


**************

شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  وحید قاسمی


چادر ببند بر کمر و انقلاب کن
شام خراب را سرِ شامی خراب کن
از رِی، مدافعان حرم انتخاب کن
رویِ تمام سینه زنانت حساب کن

از یادها نرفته که عیار زاده ایم
تا پایِ مرگ پایِ شما ایستاده ایم

مَکر سقیفه نقشه ی خصمانه ریخته
در باغ دوست، آفتِ بیگانه ریخته
آتش اگر چه بر درِ این خانه ریخته
بی بی چه قدر دور تو پروانه ریخته

ما که نمُرده ایم شما بی حرم شوی
زهرایِ بی مزار در این شام غم شوی

پاییز را فراریِ خشم بهار کن
این قوم را دوباره به نفرین دچار کن
تیغی دو دَم به گُرده ی طوفان سوار کن
اصلاً به ذوالفقار علی واگذار کن

این انتظار، جانِ جنون را به لب کشاند
تمارهایِ شهر مرا تا حلب کشاند

باید دمشق آینه ی کربلا شود
تا رازِ شوم شب زدگان برملا شود
تنها برای صبح، قمر خونبها شود
باید گره به دستِ علمدار وا شود

پس بی دلیل نیست که اغیار جا زدند
بر گنبد تو بیرقِ عباس را زدند

*****************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  سیده تکتم حسینی

☀️ زبان حال همسران شهدای مدافع حرم:


از اولش هم گفته بودم که سری از من
دیدی که من حق داشتم؟! عاشق تری از من

دلبسته‌ات بودم من و دلبسته ام بودی
اما رهایت کرد عشق دیگری از من

آتش شدی، رفتی و گفتی: «عشق سوزان است
باقی نمانَد کاش جز خاکستری از من

رفتی و جا مانده فقط مُشت پَری از تو
رفتی و باقیمانده چشمان تری از من

فالله خیر حافظا خواندم که برگردی
برگشته ای با حال و روز بهتری از من

من عاشق لبخندهایت بودم و حالا…
با خنده های زخمی‌ات دل می بری از من

عاشق ترینم! من کجا و حضرت زینب؟!
حق داشتی اینقدر راحت بگذری از من

**********************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  امیر فرخنده


به نام عشق ، بنام مدافعان حرم
سرم فدای امام مدافعان حرم

اگر که قسمت من نیست تاحرم بروم
بخوان مرا تو غلام مدافعان حرم

من و تو ایم که از روزگار بیزاریم
جهان خوش است به کام مدافعان حرم

میان کل جهان در برابر داعش
زبانزد است قیام مدافعان حرم

فدای غیرت و مردانگی این مردان
فدای لطف و مرام مدافعان حرم

خودحسین و ابالفضل باده میریزند
به دست خویش به جام مدافعان حرم

غزل سروده ام اینبار پیشکش باشد
سلامتی تمام مدافعان حرم

***************

شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  احمد بابایی

خبر آمیخته با بغضِ گلوگیر شده ست
سیلِ دلشوره و آشوب سرازیر شده ست
سرِ دین طعمه ی سرنیزه ی تکفیر شده ست

هر که در مدح علی شعر جدید آورده ست
گویی از معرکه ها نعش شهید آورده ست

روضه مشک رسیده ست به بی آبی ها
خون حق می چکد از ابروی محرابی ها
باز هم حرمله… سرجوخه وهابی ها

کوچه پس کوچه ی آینده به خون تر شده است
باز، بوزینه‌ی کابوس به منبر شده است

خط و ربطِ عرب ای کاش که کاشی گردند
تا حرم همسفر "قافله باشی" گردند
لاشه خواران سقیفه، متلاشی گردند

می زند قهقهه "القارعه" بر خامی شان
خون دین می چکد از "دولت اسلامی" شان

بنویسید تب ناخلفی ها ممنوع!
هدف، آزاد شده، بی هدفی ها ممنوع!
در دل عرش ورود سلفی ها ممنوع!

عرش یک روضه ی داغ است که داغ و گیراست
عرش… گفتیم که نام دگر سامرّاست!

شرق در فتنه اصحاب شمال افتاده ست
بر رخ غرب از این حادثه خال افتاده ست
وا شده مشت و از این چفیه، عقال افتاده ست

گویی از هرچه که زشتی ست، کفی هم کافی ست!
جهت خشم خدا یک سلفی هم کافی ست!

تا "بهار عربی" روی علف باز کند
جبهه در شام و عراق از سه طرف باز کند
وای اگر دست کجی پا به "نجف" باز کند

عاشق شیر خدا، وارث شمشیر خداست
سینه ی "سنی و شیعه" سپر شیر خداست

لخت خون جگر ماست به روی لبشان
کوره ی دوزخیان، گوشه نشین تبشان
لهجه عبری و لحن عربی مکتبشان

"نیل" را تا به "فرات" – آنچه که بود آتش زد
شک مکن ما همه را مکر یهود آتش زد

بی جگرها جگر حمزه به دندان گیرند
انتقام احد و بدر ز طفلان گیرند
چه تقاصی ز لب قاری قرآن گیرند

بیشتر زانکه از این قوم بدی می جوشد
از زمین غیرت "حجر بن عَدی" می جوشد

گره انگار نه انگار به کار افتاده
سایه سرکش ما گردن دار افتاده
چشم بی غیرت اگر سمت "مزار" افتاده

صاعقه در نفس ابری خود کاشته ایم
به سر هر مژه ای یک قمه برداشتیه ایم

سنگ تکفیر به آیینه ی مذهب؟! هیهات!
ذوالفقار علی و رحم به مرحب؟! هیهات!
دست خولی طرف معجر زینب؟! هیهات!

ما نمک خورده‌ی عشقیم به زینب سوگند
پاسبانان دمشقیم به زینب سوگند

داس تکفیر گل از ریشه بچیند؟! هرگز!
کفر بر سینه‌ی توحید نشیند؟! هرگز!
مرتضی همسر خود کشته ببیند؟! هرگز!

پایتان گر طرف "کرب و بلا" باز شود
آخرین جنگ جهانی حق آغاز شود

خوش خیالی ست مرامی که اجاقش کور است
مفتی نفتی این حرملگان مزدور است
قصه حنجره و تیرِ سه پر مشهور است

خار در چشم سعودی شده "بیداری ما"
باز کابوس یهودی شده "بیداری ما"

رگ بیداری ما شد شریانی که زدند
بشنوی "بر دهل جنگ جهانی که زدند"
پاسخ شیعه  به هر زخم زبانی که زدند

بذر غیرت سر خاک شهدا می کاریم
پاسخ شیعه همین است که صاحب داریم


************

شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  رضا باقریان

اُمِ وَهَبْ ها دایماً در دل جگر دارند
در پشت این لبخندهاشان چشم تر دارند

وقت جهاد حق، به زینب اقتدا کردند
آنان که در دامان خود چندین پسر دارند

هل من معین در مکتب آنها اجابت شد
زیرا فقط حرف ولی را در نظر دارند

دل را به دست حضرت ام البنین دادند
زیرا از این اُمِ شهید آنها خبر دارند

خون شهیدان نخل دین را بارور کرده
این مادران با اشکشان بر آن اثر دارند

صبر و شجاعت باعث مردانگیشان شد
اینها خلیلند و به کف حتی تبر دارند

هر جا ندایی از ولی آمد،  همه دیدند
اینها جلوتر از همه چادر به سر دارند

راه شهادت تا ابد بر عاشقان باز است
اما فقط بر مادران که شیر نر دارند

هر مادری در سینه اش مهر پسر دارد
مهر پسر در سینه، اینها بیشتر دارند

بعضاً تمام دسته گلها را فدا کردند
بعضاً از این غم، دستها را بر کمر دارند

آنگونه پای مکتب زهرا خطر کردند
تا بشنود دنیا که اُمیّد ظفر دارند

اشک همین ها از حرم ها پاسداری کرد
اشک همین هایی که از زینب ثمر دارند

سلمان تبارند و نه تنها مردها، بلکه
در این قبیله دختران میل خطر دارند

یک روز در پشت سر شیران دعا، حالا
پشت سر تابوتشان شوق سفر دارند

جنت به زیر پایشان بود است و میماند
زیرا فقط حرف ولی را در نظر دارند

*****************

شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  رضا باقریان

خوش به حال مدافعان حرم
پر کشیدند از میان حرم

بین سجده میان سرخیِ خون
آرمیدند با اذان حرم

لک لبیک یاحسین گفتند
در حریم نوادگانِ حرم

مثل عباس با قدی رعنا
شده بودند پاسبان حرم

چه قَدَر عاشقانه جان دادند
در رهِ دوست، عاشقان حرم

روی سنگ مزارشان باید
بنویسند خادمان حرم

کم نشد از سرِ یکایکشان
سایه ی لطف عمه جان حرم

پرچم یاحسین را دادند
اربعین دست زایران حرم

وای بر ما که بالمان بسته است
ما کجا و کبوتران حرم

هر چه شد عاقبت که جا ماندیم
نزدیم پر در آسمان حرم

ما که مُردیم، ایهاالارباب
پس نیامد چرا زمان حرم

یادم آمد فرار می کردند
از دل خیمه دختران حرم

آه، شیطان دوباره آمد و زد
تازیانه به حوریان حرم

شمر و خولی، دوباره افتادند
بی عمو، نیمه شب به جان حرم

*******************

شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  محمد حسین رحیمیان

اهل غوغا مدافعان حرم
نسل زهرا مدافعان حرم

یا ابالفضل گفته و زده اند
دل به دریا مدافعان حرم

تا ابد درس عاشقی دادند
یاد دنیا مدافعان حرم

تا که گفتیم اولیاءالله
گفت آقا مدافعان حرم

فکر و ذکر تمام سینه زنان
شده حالا مدافعان حرم

بیشتر از تمام این عالم
دارد اینجا مدافعان حرم

ما نداریم عرضه تا بشوند
الگوی ما مدافعان حرم

کاش محشورمان کند فردا
فاطمه با مدافعان حرم

حضرت صاحب الزمان بنویس
نام ما را مدافعان حرم


**************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  مهران امیری

خوشا به حال تویی که کنار جانانی
بدا به حال منی که اسیر زندانم
تو در سعادت محضی،تویی که میخندی
منی که بندِ گناهم،منی که گریانم
تو درحریم حسینی و زینبی هستی
منی که مانده به ایران و جلد تهرانم
تو که شهید دمشقی و مثلِ عباسی
منی که اهل شعارم،عمل نمیدانم
تو که مسافر اوجی در آسمان هستی
منی که روی زمینم، غمین و نالانم
تویی که فصل بهاری،تویی که بارانی
منی که خاکِ سیاهم،گدای بارانم
خوشا به حالِ تو ای ماه،ماهِ زیبا رو
عنایتی به دلم کن فقیر احسانم

تو را به جان ابالفضل رو سفیدم کن
دعا برای دلم کن،پر از امیدم کن

تو مثل حر و زهیری مثالِ عباسی
سپر برای حرم های آلِ زهرایی
تو اوجِ درک و شعوری، تمام ایمانی
جهان به پیشِ تو قطره ست،مثل دریایی
تو با گذشتنِ از خود محافظ دینی
تو منتهای خیالِ تمامِ دنیایی
تو سرفراز و رفیعی تو اوج ایثاری
نه اینکه مالِ زمینی،تو اهل بالایی
نگاه حضرت حیدر به رزمِ تو حالا
تویی که شاملِ مهرِ نگاه مولایی
تو را حسینِ علی دیده و تورا خوانده
که تو شهید حفاظت زِ دختِ آقایی
تو نور شهرِ دمشقی و ماه خون رنگی
تو افتخار حسینی و ماهِ زهرایی

تو روشنیِ جهانی در آسمان هستی
تو در نهایت عشقی تو بیکران  هستی

عزیزِ حضرت زهرا،نواده ی آرش
کمان بگیر و جهان را به نعره بلوا کن
سفر به خیر مسافر خدا نگهدارت
کنار قبر رقیه مرا هم انشا کن
تو در پناه حسینی،کنارِ عباسی
بیا کنار حسین جان تو یادی از ما کن
میان روضه ی خود در زمان بی تابی
دعا برایِ دلِ بی کفایتِ ما کن
کمی برایِ دلِ من دعا کن ای مهتاب
وَ کاسه ی مسی ام را به زر مطلّا کن
برایِ حالِ غریبان دعا کنی خوب است
تو چشمِ پر گنهم را دوباره دریا کن
به حکم نام رقیه به نام زینب جان
تو حکم عاشقی ام را بگیر و امضا کن

نشد عنایتِ حق شاملم حرم باشم
خدا کند که شهیدِ رهِ قلم باشم


***************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  حامد جولازاده

داعش اگر قصد جسارت بر حرم کرد
باید رسید و دست هایش را قلم کرد

بی بی(س) چرا این روز ها زائر نداری؟؟
از غربتت باید نشست و گریه هم کرد

حالا که جزء این مدافع ها نبودم
باید مرا کلب نگهبان حرم کرد…

از این طرف با سیئاتم دل شکستم
از آن طرف دیدم که آقا بود ؛کم کرد

حتی کسی اصلا؛ جوابم را نمیداد..
نوکر شدن دیدم که من را محترم کرد

جانش سلامت؛تا ابد؛ مدیونش هستم
هر کس که حُبت را میان این دلم کرد

فردای محشر میخورد از آب کوثر
هرکس که در روضه برایت چای دم کرد

****************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  احمد جواد نوآبادی


به رسم بدرقه مادر ،به دستش آب و قرآن بود
عزیز قلب او می رفت ولبهایش چه خندان بود

برو مادر…برو مادر…برو …دست علی یارت
خودم میدانم این وادی برایت مثل زندان بود

جوانش رفت و مادر هم برای او دعا میکرد
دعا هایی که دلگرمی او در بین میدان بود

زیارت رفت و بعد ازآن به سوی دشمنان میرفت
وَ یا حیدر مدد میگفت و هر لحظه رجز خوان بود

میان معرکه چون شیر و..شب کابوس دشمن شد
چنان دریای مواج و عذاب جان آنان بود

به یاد روضه های عمه جان و آن جسارت ها
همیشه اشک او قطره به قطره مثل باران بود

همیشه فکرش این بوده مبادا قبر زینب(س) را..
وَ از تکرار تاریخ و جسارت ها هراسان بود

شهادت آرزوی او، رسید آخر به مقصودش
برای پر کشیدن در دلش شوق فراوان بود

جوان برگشت و بر دوش جوانان وطن جسمش
میان پرچم سبز و سفید و سرخ ایران بود

دوباره لحظه ی آخر …نگاهش میکند مادر
عزیز قلب او میرفت و لبهایش چه خندان بود


*****************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  ز.س. محمدی

کوله ات آماده کن پایان رسیده انتظار
آمده هنگامه ی پرواز کردن سوی یار

زودتر از این دلت میخواست مهمانش شوی
سال ها بودی برای عمه جانت بی قرار

ظهر عاشورا نبودی در کنار دلبرت…
حال هستی از برای خواهر او جان نثار

در دفاع از عمه سادات سر را می دهی
ارث بردی این شجاعت را ز شاه ذوالفقار…

شور عشق شیعه و آن غیرت ایرانیت…
خوب شد از دشمن مولا در آوردی دمار…

دختر حیدر دوباره در اسارت؟ وای نه…
شیعه از روز ازل بوده اسیر این نگار….

این زمستان می رود پایان غم ها می رسد
در رکاب حجتش گویی که می آید بهار…


*******************


شعر مدافعان حرم  حضرت زینب سلام الله علیها  _  وحید عظیم پور

مرگ رابابهانه میمیرند
عاشقان عاشقانه میمیرند
درمسیر مدارهای زمین
مردهااستوا نه میمیرند
مردهااستوانه میمیرند
وبه جزکربلانمیمیرند

آسمان مست این کبوترهاست
وحرم دست این کبوترهاست

وادی مارهاترین وادی
وادی مابهارآزادی
کدخداهیچ جاندارد،تا…
هست ارباب مادرآبادی
ای ولایت توخاک مزرعه ای
هرچه شخمت زنند آبادی
اوکه باماست بین شادی وغم
پاش هستیم درغم وشادی
ای خدای کبوتروپرواز
ازهمان لحظه ای که پردادی

آسمان مست این کبوترهاست
وحرم دست این کبوترهاست

اهل وادی ماکه پردارند
ازهوابیشترخبردارند
هم به هنگام رزم هم گریه
ازهمه بیشترجگردارند
سرفدامیکنندسربازند
سردارند،چون که سردارند
قطره درقطره اشک میکارند
تاکه روزحساب بردارند
چندوقتیست درحرم شبها
روی لب کلناقمردارند
ذکریالیتنابه لبهاشان
درمناجات هرسحردارند
که حسین است نام وجه الله
که به روی خدانظردارند
پروبالی زدندوفهماندند
به کلاغان که فکرشر دارند…

آسمان مست این کبوترهاست
وحرم دست این کبوترهاست

السلام ای صدای خشم علی
ای که ذوبی درآفتاب ولی

ای عقیله تراز تمام عرب
ای علمدارشام یازینب

کربلارابه شام آوردی
شام راهم اسیرخودکردی

ای که دیدی غروب عاشورا
بین آن نیزه هاوپیکرها

اشک سجادبین ابدان را
میل دارد فداکندجان را

رفتی وزودترفداش شدی
زود تسکین گریه هاش شدی

زودگفتی بقیه الماضی
برزمین روداشک میسازی؟

غم نخورآخرالزمان هستند
ماکه رفتیم نوکران هستند

نزدآنهاهمیشه محترمیم
اهل بیتیم وصاحب حرمیم

☀️
توهمان محترم که فرمودی
من همان نوکرم که فرمودی

نزدمااهل بیت محترمند
مردم مامدافع حرمند

چه کشیدی غروب عاشورا
خیمه هاسوخت نیزه هاسرها

برزمین جسم پاره پاره پراست
دست دشمن زگوشواره پراست

آسمان اوفتاده درگودال
آه زینب که رفته ای ازحال

یک طرف چشم سوی جان حرم
روی نی اشک پاسبان حرم

حرم آنروز بی مدافع گشت
میدویدند آهوان دردشت

 

*****************

برای ارتباط با ما در کانال تلگرام   اینجا  کلیک بفرمایید