زندگینامه امام سجاد علیه السلام

طلیعه
از آنجا که بخشی از زندگی و تربیت معصومان علیهم السلام به مسئله «مادر و نیاکان مادری » آنان، اختصاص دارد; زیبنده است که در نگارش زندگینامه هر معصومی، به این موضوع نیز پرداخته شود .
درباره مادر بزرگوار امام سجاد علیه السلام ضرورت پژوهش، بیشتر خواهد بود; چرا که گوناگونی اقوال و ابهامات تاریخی، بیانگر «تحریف در گزارش وقایع» می باشد . از این رو برخی از مورخان، محدثان و نویسندگان به «نقد علمی » اخبار و احادیث پرداخته و به نتیجه مطلوبی رسیده اند .

نام مادر امام علیه السلام
با بررسی منابع تاریخی و روایی، این اسامی را می توان به دست آورد:
ام سلمه، بره، جهان بانویه، جهان شاه، حرار، خوله، سلافه، سلامه، شاه زنان، شهربان، شهربانو، شهربانویه، شهرناز، شه زنان، غزاله، فاطمه و مریم .
در منابع اهل سنت، بر نام های سلافه، سلامه و غزاله تاکید شده; در حالی که در کتابهای شیعی، نام «شهربانو» بیشتر آمده است . این نام رامی توان درقدیمی ترین منابع امامیه یافت ; از جمله: بصائرالدرجات و اصول کافی . (۱)

نیاکان شهربانو
درباره خاندان این بانوی ایرانی، چند نظریه وجود دارد:
الف) ساسانی بودن; ب) کابلی بودن; ج) سیستانی بودن; د) سندی بودن .
دانشورانی چون: یعقوبی (متوفای ۲۸۱ ق). ، محمد بن حسن صفار قمی (متوفای ۲۹۰ ق). ، کلینی (متوفای ۳۲۹ق). ، شیخ صدوق (متوفای ۳۸۱ق). و شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ق). – با وجود اختلاف در نام وی – او را دختر یزدگرد سوم (آخرین پادشاه ساسانی) دانسته اند .
عده ای نیز «نام پدر شهربانو» را این گونه معرفی کرده اند:
۱ . سبحان; ۲ . سنجان; ۳ . نوشجان; ۴ . شیرویه . (۲)
وجه مشترک و مورد قبول این اقوال را می توان در یک عبارت گنجانید; یعنی «شهربانو، دختر یکی از بزرگان و سرشناسان ایران زمین می باشد .»
قابل توجه است که عالمان و پژوهشگران برجسته ای چون «شهید مطهری » بر شاهزاده بودن وی، اشکالاتی وارد ساخته اند; به طوری که آن استاد شهید فرموده است: «… اگر از زوایه تاریخ بنگریم، اصل داستان شهربانو و ازدواج او با امام حسین علیه السلام و ولادت امام سجاد علیه السلام از شاهزاده ای ایرانی، مشکوک است …» (۳)

اسارت و آزادگی
در خصوص زمان و چگونگی ورود شهربانو به کشور اسلامی نیز روایات مختلفی وجود دارد که عبارتند از:
الف) به اسارت افتادن وی در دوره خلافت عمر بن خطاب .
ب) فرستادن وی و خواهرش به نزد عثمان از سوی والی خراسان .
ج) فرستادن دختران یزدگرد به حضور امام علی علیه السلام توسط کارگزار حضرت .
با توجه به این تعارض، به نقد و بررسی هر یک از گزارش های تاریخی می پردازیم .

شاهزادگان و خلیفه دوم
موقعی که اسرای ایران در مدینه بر عمر بن خطاب وارد شدند، شاه زنان که دید مسجد پر از جمعیت است و خلیفه مسلمین تند به او نگاه می کند، صورت خود را پوشانید و به سبب شدت ناراحتی، فریاد زد: «سیاه باد روزگار هرمز که فرزندانش اسیر شدند!» × خلیفه که به زبان فارسی آشنایی نداشت، گمان کرد که شاه زنان وی را دشنام می دهد، خشمگین شد . در این هنگام، امام علی علیه السلام با ترجمه سخن او به عربی، خشم عمر را فرو نشانید . خلیفه تصمیم گرفت دختران شاه ساسانی را همچون دیگر اسیران جنگی، به مزایده بگذارد; اما امام علی علیه السلام به او چنین گوشزد کرد که: بر اساس فرمایش و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله باید به «بزرگ زادگان » اکرام و احترام نمود . (۴)

در ادامه این ماجرا و چگونگی آزادی آنان، چند قول وجود دارد:
الف) عمر تصمیم گرفت آنان را بفروشد، امام علی علیه السلام فرمود: طریقه فروش آنها چنین است که قیمت هر یک را باید مشخص ساخت تا هر مسلمانی هر کدام را که خواست، خریداری کند .
پس از تعیین بهای دختران، امام آنان را خریداری کرد .
ب) امام فرمود: بر طبق سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را نمی توان فروخت بلکه مختارند یکی از مسلمانان را به عنوان همسر خود برگزینند و از سهمیه غنیمت و بیت المال آن مسلمان به شمار آیند . (۵)
ج) امام در حضور جمعیت فرمود: «من نصیب خودم را از اسیران، در راه خدا آزاد کردم .» بنی هاشم نیز سهام خودشان را به امیرمؤمنان علیه السلام بخشیدند، آنگاه حضرت عرض کرد: «خدایا! شاهد باش که آنچه بنی هاشم از نصیب خود به من بخشیده اند، من همه آنان را فی سبیل الله بخشیدم .»
مهاجرین و انصار پس از مشاهده این صحنه زیبای معنوی، با مسرت و علاقه ای خاص عرض کردند: یا علی! ما نیز حقمان را در اختیار تو می گذاریم . از این رو، امام یکبار دیگر خداوند را گواه می گیرد که پس از قبول کردن سهام مسلمانان، دختران اسیر را در راه خدا آزاد نموده است . اما خلیفه دوم با ناراحتی خطاب به امیرمؤمنان علیه السلام گفت: چرا تصمیم مرا درباره اسیران عجم برهم زدی؟ چه قصدی از این کار داشتی؟! آن حضرت مجددا یادآور شد که: این اسیران به «اسلام » علاقه مند و مایل هستند و روش پیامبر صلی الله علیه و آله چنین بود که بزرگان هر قوم و خاندانی را محترم می داشت .
عمر بن خطاب بعد از شنیدن کلام مستدل امام علی علیه السلام، گفت: اکنون من هم سهم خود را و بقیه آنچه را که به غنیمت مسلمانان درآمده، همه را به تو بخشیدم . در اینجاست که امیرمؤمنان علیه السلام آخرین مرحله «آزادی » شاهزادگان ایرانی را با این گفتار به اجرا می گذارد:
«خدایا! گواه باش که آنچه او به من بخشید، پذیرفتم و آنها را در راه تو آزاد ساختم .» (۶)

حال اگر بخواهیم این داستان را مورد نقد و بررسی قرار دهیم، به چند مسئله می توان بسنده کرد:
۱ . گوناگونی و تعارض موجود در متن روایات و گزارش های تاریخی .
۲ . ضعف سند، به جهت وجود راویانی چون: عمرو بن شمر و ابراهیم بن اسحاق احمر; چرا که آنان از دیدگاه دانشوران علم رجال و حدیث، ثقه و مورد تایید نیستند .
۳ . بنا بر قول مشهور، امام سجاد علیه السلام در سال ۳۷ هجری به دنیا آمده و عمر بن خطاب در سال ۲۳ هجری کشته شده است; یعنی اگر شهربانو در آخرین سال خلافت عمر به اسارت درآمده و با امام حسین علیه السلام ازدواج نموده باشد; معنا و مفهوم آن، چنین خواهد شد که وی حداقل بعد از ۱۴ سال «نازایی » به ولادت فرزندش امام سجاد علیه السلام نایل آمده است . و به راستی که پذیرش این مطلب، بسیار دشوار و شگفت بوده و نیاز به توجیه دارد!
۴ . و آخرین کلام اینکه، گزارش فوق با روایات بعدی در تعارض کامل است . (۷)

از خراسان تا مدینه
در کتاب عیون اخبار الرضا آمده است که سهل بن قاسم نوشجانی می گوید:
امام رضا علیه السلام به من فرمود: بین ما و شما نسب و رابطه خویشاوندی وجود دارد . پرسیدم: چگونه؟! فرمود:
«هنگامی که عبدالله بن عامر [بن کریز] خراسان را فتح کرد، دو نفر از دختران یزدجرد بن شهریار را به دست آورد; آنها را به مدینه و نزد عثمان فرستاد . خلیفه، یکی را به حسن علیه السلام و دیگری را به حسین علیه السلام بخشید و هر دو، در حال نفاس از دنیا رفته اند . و آن دختری که به حسین علیه السلام بخشید، مادر علی بن الحسین علیه السلام بود .» (۸)

مرحوم عبدالرزاق مقرم، در ارزیابی این روایت، می گوید:
«روایت فوق تقریبا صحیح به نظر می آید; زیرا فتح خراسان در سال ۳۰ هجری – ششمین سال خلافت عثمان – واقع شد و در همین سال نیز یزدگرد در مرو کشته شد . بر این اساس، بعید نیست که شهربانو به مدت شش سال باردار نشده باشد .» (۹)
اما دکتر شهیدی این روایت را نیز مردود شمرده است . (۱۰)

در بارگاه خورشید
شیخ مفید، فتال نیشابوری و فضل بن حسن طبرسی این گونه روایت کرده اند:
وقتی امیرمؤمنان علیه السلام به خلافت و حکومت رسید، حریث بن جابر حنفی را به عنوان کارگزار خود به مشرق زمین اعزام کرد . وی پس از مدتی، دو نفر از دختران یزدگرد را به دست آورد; لذا آنان را نزد امیرمؤمنان علیه السلام فرستاد . آن حضرت، شهربانو (شاه زنان) را به حسین علیه السلام بخشید -که زین العابدین علیه السلام از او متولد شد – و دیگری را به محمد بن ابی بکر بخشید – که از وی قاسم به دنیا آمد – لذا این دو مولود، پسرخاله یکدیگر هستند . (۱۱)
مرحوم مقرم می گوید:
«بر هیچ اندیشمندی پوشیده نیست که روایت شیخ مفید، فتال و طبرسی … به حقیقت نزدیک تر است; زیرا امام سجاد علیه السلام بدون اختلاف، در زمان خلافت جدش امیرمؤمنان علیه السلام متولد شد و سه سال با آن حضرت بود .» (۱۲)
به عقیده آقای مقرم: «هیچ کدام از این دو روایت (فرستادن شاهزادگان به حضور عثمان و امام علی علیه السلام)، دلالت بر این ندارد که این دو بانو به اسیری گرفته شده باشند . و شاید علاقه آنها به مسلمانان [و دین اسلام] موجب شده بود که والیان بتوانند به آنها دست یابند .» (۱۳)
دکتر شهیدی در این خصوص می گوید:
«با این دو روایت، مشکل زمان – که در روایت کافی دیده می شد – برطرف شده و استبعاد فاصله ازدواج و تولد امام علیه السلام نیز از میان رفته است . اما این روایت نیز درست به نظر نمی رسد; چه نام حریث بن جابر در شمار کارگزاران علی علیه السلام دیده نمی شود .»
وی سپس اسامی کارگزاران حکومت علوی در خراسان و عدم اسارت دختران یزدگرد را، به تفصیل بیان کرده است . (۱۴)
ولیکن نویسنده سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین علیه السلام (۱۵) می گوید:
«… این احتمال به ذهن می رسد که حریث بن جابر همراه با خلید بن قره یربوعی به خراسان رفته است و به این خاطر، عده ای از راویان تاریخ، وی را و عده ای دیگر، خلید را به عنوان والی خراسان ذکر کرده اند .»

عروس عترت
در ادامه روایت و گزارش «اسارت دختران یزدگرد در عصر خلیفه دوم » آمده است:
بسیاری از مسلمانان به دختران شاه پیشنهاد ازدواج دادند; اما امیرمؤمنان علیه السلام مردم را آگاه ساخت که آنان در «انتخاب شوهر» آزاد هستند . یکی از دختران (شهربانو) از میان جمعیت، دست بر شانه امام حسین علیه السلام نهاد و سپس امیرمؤمنان علی علیه السلام را وکیل خود قرار داد تا وی را به عقد پسرش درآورد … (۱۶)
امام علی علیه السلام نخست از وی پرسید:
– نام تو چیست؟
– جهان شاه (شاه زنان) .
– نه، شهربانو .
× × ×
در این گفت و گو، که به زبان فارسی دری صورت گرفت، امام علیه السلام نام عروس خود را تغییر می دهد; چرا که فقط حضرت فاطمه علیها السلام شایسته لقب و عنوان «خیرالنساء» و «ملکه النساء» (سرور و ملکه بانوان) بوده و برای همسر فرزندش حسین علیه السلام نام یا لقب شهربانو (ملکه المدینه و بانوی شهر) زیبنده خواهد بود . (۱۷)
شایان توجه است که طبق نقل دلائل الامامه، وقتی شهربانو، امام حسین علیه السلام را به همسری خود برگزید، خواهرش مروارید×× هم امام حسن علیه السلام را انتخاب کرد . (۱۸) هم چنان که بر اساس عیون اخبار الرضا، عثمان یکی از دختران را به امام حسن علیه السلام و دیگری را به امام حسین علیه السلام بخشید .
و بنا به روایت ارشاد، امیرمؤمنان علی علیه السلام شاه زنان را به حسین علیه السلام و دیگری را به محمد بن ابی بکر داد .
ولی در نقل ربیع الابرار آمده است که در خلافت عمر، سه دختر یزدگرد اسیر شده بودند … علی علیه السلام شخصا قیمت آنان را به خلیفه پرداخت و سپس میان حسین علیه السلام، محمد بن ابی بکر و عبدالله بن عمر قسمت کرد و به ازدواج آنها درآورد . (۱۹)

نور محبت
همان طور که بیان شد، شهربانو از میان تمام مسلمانان، امام حسین علیه السلام را به عنوان شوهر برگزید . برخی علت این «انتخاب » را چنین نقل کرده اند:
پیش از آنکه این بانو به دست مسلمانان بیفتد; یک شب، پیامبر صلی الله علیه و آله و امام حسین علیه السلام را در عالم خواب می بیند که آن حضرت وی را برای نوه اش خواستگاری می کند; لذا محبت حسین علیه السلام در دلش ایجاد می شود . و در شب دوم، حضرت فاطمه علیها السلام را مشاهده می کند که به وی بشارت می دهد: به زودی مسلمانان پیروز می شوند و او به وصال فرزندش حسین علیه السلام، که پیامبر صلی الله علیه و آله او را به ازدواج وی درآورده، خواهد رسید و غیر او هیچ یک از مسلمانان به وی دست نخواهند یافت .
حضرت فاطمه علیها السلام دین اسلام را به شهربانو عرضه می کند و او نیز در عالم رؤیا مسلمان می شود . (۲۰)
شهربانو نیز در این باره می گوید:
«… خداوند مرا حفظ کرد تا اینکه مرا به مدینه آوردند . وقتی امام حسین علیه السلام را دیدم، دانستم که همان است که در خواب دیدم و پیامبر مرا به او تزویج کرد; لذا وی را به همسری برگزیدم .» (۲۱)

افتخار مادری
شهربانو به سبب پیوند ازدواج با امام حسین علیه السلام، مرحله جدیدی از زندگی را آغاز کرد که قبل از آن فقط در عالم رؤیا و آرزو قابل تحقق بود . آری! وی از میان بسیاری از دوشیزگان به این سعادت و عزت رسیده است که برای پیامبر و خاندانش علیهم السلام «عروسی ممتاز» باشد; چرا که در همان روز نخستین آشنایی با خاندان نبوت و امامت و به هنگام عقد ازدواج، از زبان امیرمؤمنان علیه السلام این بشارت را شنید که حضرت به پسرش امام حسین علیه السلام فرمود:
«یا اباعبدالله! احتفظ بها فانها ستلد لک خیر اهل الارض و هی ام الاوصیاء الذریه الطیبه; ای اباعبدالله! از او محافظت کن; زیرا به زودی بهترین اهل زمین را برایت متولد خواهد ساخت . و او، مادر امامان از ذریه طیبه است .» (۲۲)
سرانجام پس از مدت زمانی (یک یا چند سال) انتظار به سر رسید و بشارت آسمانی تحقق یافته و بهترین اهل زمین، علی بن الحسین علیه السلام، متولد شد و دیدگان پدر، مادر و خاندان علوی روشنایی دیگر یافت .

عروج به ملکوت
از آنجا که شهربانو در همان روزهای آغازین میلاد امام سجاد علیه السلام چشم از دنیا فروبسته است و تاریخ رحلت وی، با فاصله ای کوتاه، با تاریخ ولادت آن حضرت مقارن می باشد; سزاوار است اقوال مورخان را درباره روز تولد امام علیه السلام یادآور شویم:
– پنجم شعبان;
– هشتم شعبان;
– نهم شعبان;
– یازدهم رجب;
– هشتم ربیع الاول;
– نیمه جمادی الاول;
– نیمه جمادی الثانی . (۲۳)
البته در تعیین سال تولد نیز اختلاف وجود دارد (۳۵، ۳۶، ۳۷، ۳۸، ۴۸ و ۴۹) . (۲۴)
به هر حال، شهربانو بعد از چند روز از تولد یگانه فرزندش و در همان دوره نفاس به علت بیماری، رحلت کرد و پیکر مطهرش در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد و شهر مدینه به سوگ «بانویی مقدس » سیه پوش گردید . (۲۵)

جایگزین مادر
چند روز از ولادت امام سجاد علیه السلام نگذشته بود که مادرش شهربانو رحلت کرد; از این رو، امام حسین علیه السلام دایه ای انتخاب کرد تا برای نوزادش مادری کند و در تربیت وی بکوشد . به همین جهت است که امام سجاد علیه السلام تا سنین بزرگسالی از زحمات دایه مهربانش قدردانی نموده و نام مقدس «مادر» را برایش برگزیده بود .
امام سجاد علیه السلام با مادر ناتنی خود، هم غذا نمی شد; زیرا می فرمود: «از آن می ترسم که مادرم بخواهد لقمه ای را بردارد و من بر او سبقت بگیرم و عاق او گردم .» (۲۶)
عده ای از دانشمندان معتقدند: «دایه حضرت، کنیز امام حسین علیه السلام بود .» (۲۷) و آقای عمادزاده احتمال می دهد که مربی و دایه حضرت، یا خواهر شهربانو باشد و یا کلفت وی . (۲۸)
امام سجّاد هفت ساله بود که جدّ بزرگوارش امیر مؤمنان در محراب مسجد کوفه به شهادت رسید و بعد از چند ماه خانواده آن حضرت به مدینه نقل مکان نمودند، تا وقتی که امام سجاد به سنین نوجوانی رسید و آن حضرت هفده ساله بود که عموی گرامیش امام حسن (ع) توسط زهر مسموم و به شهادت رسید، از آن پس در کنار پدر بزرگوارش امام حسین (ع) نقش رهبری امّت را در رویارویی با کفر و جاهلیّت خاندان اموی تجربه می‏کرد، از این دوران سخت تنها سخنرانیهای امام حسین (ع) بر علیه معاویه و نامه‏های کوبنده آن حضرت به او، برای ما بر جای مانده، امّا همین نمونه‏های اندک می‏تواند تلاش مستمر و مؤثّر امام را در مقابله با جریانهای انحرافی امّت اسلام به نمایش بگذارد.
به هر حال، آن امام همام بعد از حادثه «عاشورا» مادر ناتنی اش را به عقد غلامی (زید یا زبید) درآورده و در پاسخ به برخی گلایه ها و شایعات، می فرمود که این بانو، دایه و مربی وی می باشد نه مادر اصلی اش . (۲۹)

تحریفاتی دیگر
در برخی از کتاب ها، متاسفانه تحریفاتی دیده می شود که فاقد ارزش علمی است; از جمله:
الف) حضور شهربانو در کربلا;
ب) غرق شدن و خودکشی شهربانو در رودخانه فرات;
ج) سوار شدن وی بر ذوالجناح یا اسبی دیگر و آمدنش به ایران و سرانجام غائب و پنهان گشتن او در کوه (کوه بی بی شهربانو شهر ری) .
قصه پردازان به انگیزه های مختلف، این حکایات بی اساس را در میان برخی کتاب ها و در بین عوام، چنان با آب و تاب وارد ساخته اند که جایگزین وقایع تاریخی شده است . از این رو پژوهشگران، هر یک به نوبه خود، به تجزیه و تحلیل و نقد این قبیل تحریفات پرداخته اند; همچون: شهید مطهری، شیخ ذبیح الله محلاتی و دکتر سید جعفر شهیدی . (۳۰)

منابع:
۱ . زندگانی علی بن الحسین (ع)، سید جعفر شهیدی، ص ۱۰ و ۱۱، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، پنجم، ۱۳۷۳ ش; پرسش ها و پاسخ ها، دفتر سیزدهم، ص ۷۴، دفتر نشر معارف، قم، اول، ۱۳۸۲ ش .
۲ . زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۱۱ و ۱۲; زندگانی امام زین العابدین (ع)، عبدالرزاق مقرم، ترجمه حبیب روحانی، ص ۳۰، آستان قدس رضوی، اول، ۱۳۷۴ ش; پرسش ها و پاسخ ها، ص ۷۶ و ۷۷ .
۳ . ر . ک: خدمات متقابل اسلام و ایران، ص ۱۲۰ – ۱۳۴، صدرا، قم، نهم، ۱۳۵۷ ش .
× به نقل دیگر: عمر خواست به صورت و چشم شهربانو نگاه کند; لذا وی مانع شد و گفت: «سیاه باد روز هرمز (پرویز) که تو به فرزند او دست دراز می کنی.» (ناسخ التواریخ حضرت علی بن الحسین السجاد (ع)، ج ۱، ص ۱۳ – ۱۶، مؤسسه مطبوعات دینی، قم) .
۴ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۵; ریاحین الشریعه، شیخ ذبیح الله محلاتی، ج ۳، ص ۱۳ .
۵ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۵; زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۱۲ و ۱۳ .
۶ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۸ و ۲۹ .
۷ . ر . ک: همان، ص ۲۹ و ۳۰; زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۱۳ – ۱۹; پرسش ها و پاسخ ها، ص ۷۵ – ۷۹; خدمات متقابل اسلام وایران، ص ۱۳۱و۱۳۲ .
۸ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۴ .
۹ . همان، ص ۲۹ .
۱۰ . ر . ک: زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۱۹و۲۰ .
۱۱ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۴ .
۱۲ . همان، ص ۲۹ .
۱۳ . همان، ص ۲۴ و ۲۵ .
۱۴ . ر . ک: زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۲۰ – ۲۲ . ۱۵ . سیمای کارگزاران علی بن ابی طالب امیرالمؤمنین (ع)، علی اکبر ذاکری، ج ۱، ص ۴۲۸، دفتر تبلیغات اسلامی، دوم، ۱۳۷۳ش .
۱۶ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۵ – ۲۷ .
۱۷ . ر . ک: همان، ص ۲۷ و ۲۸ و منتهی الآمال .
×× به روایت شیخ مفید، نام خواهرش «کیهان بانویه » بود . (ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۱۴).
۱۸ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۸ .
۱۹ . زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۲۰ .
۲۰ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۳۰ و ۳۱ .
۲۱ . ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۱۴ .
۲۲ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۲۸ . و در متن عربی کتاب، ص ۱۴ و ۱۵ .
البته در روایت دیگر چنین آمده: احتفظ بها و احسن الیها فستلد لک خیر اهل الارض (ر . ک: اصول کافی، ج ۲، ص ۳۶۹) .
۲۳ . زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۳۹ و ۴۰ .
۲۴ . ر . ک: زندگانی علی بن الحسین (ع) ص ۲۹ – ۳۷ .
۲۵ . ر . ک: زندگانی حضرت امام حسین سید الشهداء (ثارالله)، عمادزاده، ص ۱۲۷; امام سجاد; جمال نیایشگران، احمدترابی، ص ۱۷، آستان قدس رضوی، اول، ۱۳۷۳ ش .
۲۶ . ثارالله، ص ۱۲۶ و ۱۲۷; زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۳۵ .
۲۸ . ثارالله، ص ۱۲۷ .
۲۹ . ر . ک: زندگانی امام زین العابدین (ع)، ص ۳۳ و ۳۴; امام سجاد; جمال نیایشگران، ص ۲۲ .
۳۰ . ر . ک: حماسه حسینی، ج ۲، ص ۱۸۲، بیست و نهم، ۱۳۷۹ ش; ثار الله، ص ۱۲۵ – ۱۲۸; ریاحین الشریعه، ج ۳، ص ۱۲; زندگانی علی بن الحسین (ع)، ص ۱۱; پرسش ها و پاسخ ها، ص ۷۳، ۷۹ و ۸۰ .

زندگینامه امام سجاد علیه السلام

اوضاع سیاسی در دوران امامت امام سجاد علیه السلام

امام سجاد علیه السلام پس از فاجعه کربلا به امامت رسید و با توجه به وضعیت زمان و اختناق حاکم در آن دوران، اقدام به یک سلسله برنامه های ارشادی و فرهنگی و مبارزات غیرمستقیم نمود.
ماجرای نهضت کربلا، یک حادثه بزرگ سیاسی بود که امام سجّاد علیه السلام در پیدایش آن و ابلاغ پیام شهیدان و پیگیری نتایج نهضت نقش اصلی را داشت، آن حضرت پس از ماجرای خونین عاشورا، چه هنگام اسارت و چه هنگام بازگشت به مدینه، در هر فرصتی مردم را بر ضدّ طاغوت عصر، یزید بن معاویه می شوراند، خطبه غرّا و کوبنده او در شام، یزید و حکومتش را رسوا نمود و ماهیّت پلید حکومت خودکامه او را افشا کرد.
امام سجاد علیه السلام با این که پس از واقعه کربلا جامعه اسلامی را گرفتار ترس و یاس می دید و کسی را نمی یافت که تربیت کند و دانش خویش را به او بسپارد ولی از پای ننشست و با دعا و نیایش مطالب عمیق و مضامین ارزنده و گرانقدری را به جامعه اسلامی به ویژه شیعیان منتقل ساخت [۱]
از مهمترین اقدامات امام سجاد علیه السلام پس از عاشورا و در دوران امامت، موارد زیر را می توان برشمرد:

۱٫ تداوم بخشی و تفسیر درست حادثه عاشورا و جلوگیری از تحریف آن.
۲٫ پرورش رهبر آینده امت اسلامی حضرت باقرالعلوم علیه السلام.
۳٫ نشر معارف قرآن و فرهنگ اسلام در قالب دعا و نیایش.
۴٫ نظارت و هدایت اندیشمندان و فقها و قُرّای جامعه اسلامی.
۵٫ حمایت سیاسی، مادی و معنوی از بردگان به عنوان مظلوم ترین گروههای اجتماعی و تلاش برای هدایت و آزادی آنان.

گوشه ای از فضایل امام علیه السلام
آن حضرت با عنوان زین العابدین و سجّاد خوانده می شود: خداوند در حدیث لوح ـ که آن نامه ای از سوی خدا به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله است ـ او را چنین معرفی کرده است: «سَیِّدُ الْعابِدِینَ وَ زَیْنُ اَوْلِیائیَ الْماضِینَ» [۲] او آقای عبادت کنندگان و زینت اولیای پیشین من است.
امام سجاد علیه السلام در عین آن که زینت عبادت کنندگان و بزرگمرد عبادت و سجده بود، مجاهد بزرگ فی سبیل اللّه نیز بود؛ او در عین آن که مظهر علم و اندیشه و معرفت بود، تواضع ویژه ای داشت و در یک کلمه کانون همه کمالات انسانی و ارزش های والای معنوی بود.
از نشانه های عقل و دینداری در شخص، اخلاق است؛ زیرا اخلاق تجلیگاه عقلانیت و دینداری انسان بوده و امام سجاد علیه السلام در این زمینه الگوی تمام عیار است.
آن امام بزرگوار مظهر تقوا، صداقت، حیا، خوش رویی، تواضع و فروتنی، تکریم فقرا، زهد و بردباری بود.
امام سجاد علیه السلام در حوزه عمل فردی و اجتماعی سرمشق اخلاق پسندیده بود. اخلاق قرآنی در سیره و روش عینی و عملی زندگی ایشان نمود یافت و آن حضرت همان گونه که در برابر خداوند زین العابدین و سیدالساجدین بوده در برابر مردم نیز سیدالکرام بوده است.

دعاها و تالیفات امام سجاد علیه السلام

صحیفه سجادیه
صحیفه سجادیه مشتمل که محققین، اسم آن را اخت القرآن، انجیل اهل بیت و زبور آل محمد نهاده اند. مشتمل بر ۵۴ دعا از آن حضرت است.دعای بیستم مشهور به دعای مکارم الاخلاق و دعای چهل و هفتم مشهور به دعای عرفه از ادعیه مشهور در بین عموم می باشد. این صحیفه در ضمن دعا، معارف اسلام، سیاست اسلام، اخلاق اسلام، اجتماعیات اسلام، حقانیت شیعه، حقانیت اهل بیت علیه السلام، انتقاد از ظلم و ظالم، سفارش به حق و حقیقت، و بالاخره یک دوره معارف اسلامى را آموزش مى دهد. همچنین صحیفه سجّادیه، یکی از نمادهای عرفانی و زاییده اندیشه های معرفت شناسی امام سجّاد علیه السلام است.

دیگر آثار آن حضرت

۱٫ مناسک حج: یکی دیگر از کتب آن حضرت است که فرزندان آن حضرت این کتاب را نقل کرده اند.
۲٫ رساله حقوق: از دیگر آثار گرانسنگ آن حضرت که جامع آداب سلوک فردی و اجتماعی است و محور شرح و بسط زیادی قرار گرفته است، رساله حقوق آن حضرت است.
۳٫ الجامع فی الفقه: عنوان یکی دیگر از آثار آن حضرت است که ابوحمزه ثمالی نقل کرده است.
۴٫ صحیفه الزهد: کتاب دیگری است که توسط ابوحمزه ثمالی نقل شده است.
۵٫ کتاب حدیث: کتاب دیگری که توسط داود بن عیسی از آن حضرت نقل شده، کتابی است که امام سجاد علیه السلام آن را گردآوری نموده است.

منابع :
۱ ـ دایره المعارف تشیع، احمد صدر حاج سید جوادی، نشر شهید سعید محبی.
۲ ـ اصول کافی، ج ۱، ص۵۲۸٫

زندگینامه امام سجاد علیه السلام

شهادت امام سجاد علیه السلام

تصمیم یزید بر قتل امام علیه السلام
پس از واقعه‌ی کربلا، یزید تصمیم گرفت امام سجاد علیه السلام را نیز از میان بردارد. به همین دلیل در ملاقات‌هایی که در کاخ خود با او و سایر اسرا داشت، منتظر بود از او حرفی بشنود که بهانه‌ای برای قتلش باشد.
یک روز امام را به کاخ خود فرا خواند و از او سوالی پرسید. امام در حالی که تسبیح کوچکی را در دستش می‌گرداند، به او پاسخ داد.
یزید گفت:« چگونه جرأت می‌کنی موقع حرف‌زدن با من تسبیح بگردانی؟»
امام فرمود:« پدرم از قول جدم فرمود هر کس بعد از نماز صبح، بی‌اینکه با کسی سخن بگوید، تسبیح در دست بگیرد و بگوید:« اللهم انی اصبحت و اسبحّک و امجدک و احمدک و اُهللک بعدد ما ادیر به سبحتی» سپس تسبیح ‌در دست، هر چه می‌خواهد بگوید، تا وقتی به بستر می‌رود، برایش ثواب ذکر گفتن منظور می‌شود. پس هر گاه به بستر رفت، باز همین دعا را بخواند و تسبیح را زیر بالش خود بگذارد، تا موقع برخاستن از خواب نیز برای او ثواب ذکر خدا منظور می‌شود. من هم به جدّم اقتدا می‌کنم.»
یزید گفت:« با هیچ کدام از شماها سخنی نگفتم، مگر اینکه جواب درستی به من می‌دهید.» پس به او هدایایی داد و دستور داد امام را آزاد کنند.

در روایت دیگری نیز چنینی آمده است: بعد از خطبه‌ی حضرت زینب سلام الله علیها که سبب رسوایی یزید شد، او از شامیان نظر خواست که « با این اسیران چه کنم؟» شامیان در پاسخ گفتند: «آنها را از دم شمشیر بگذران ».
یکی از انصار به نام « لقمان بن بشیر » گفت: « ببین اگر رسول خدا صلی الله علیه و آله بود با آنان چه می‌کرد؛ تو نیز همان طور رفتار کن.»
امام باقر علیه السلام نیز که در مجلس حضور داشت، سخنان قاطعی گفت که یزید را از قتل اسرا منصرف کرد. یزید سر بر زیر انداخت و سپس دستور داد آنان را از مجلس بیرون ببرند.

در روایتی نیز امام سجاد علیه السلام به « منهال » فرمودند: « هیچ بار نشد که یزید ما را احضار کند و ما گمان نکنیم که می‌خواهد ما را بکشد.» به هر حال با توجه به شواهد متعدد تاریخی، یزید بارها تصمیم قطعی به قتل امام سجاد و همراهان ایشان داشته ولی خداوند هر بار آنها را نجات داده است. [۱]

زمان شهادت امام سجاد علیه السلام
همان طور که در روز تولد حضرت زین العابدین علیه السلام در بین مورّخین اختلاف است، در روز و سال شهادت او نیز اختلاف وجود دارد. دامنه این اختلاف از سال ۹۲ هجری تا سال ۱۰۰ هجری است، اما آنچه از همه مشهورتر است، یکی سال ۹۴ هجری است که آن را به مناسبت ارتحال فقهای بیشماری از اهل مدینه، « سنه الفقهاء » نامیده اند و دیگری سال ۹۵ هجری.
« حسین » فرزند امام علی بن الحسین علیه السلام وفات پدر خود را در سال ۹۴ اعلام کرده است و بر این اساس بزرگانی نظیر شیخ مفید و شیخ طوسی و محقق اربلی و ابن اثیر نیز همین نظر را داشته اند.
اما بر اساس روایتی که ابوبصیر از امام جعفر صادق علیه السلام نقل کرده است، امام فرموده است: حضرت علی بن الحسین علیه السلام در حالی‌که ۵۷ ساله بودند از دنیا رفت و این واقعه در سال ۹۵ هجری اتفاق افتاد.

آخرین شب زندگانی حضرت

امام صادق علیه السلام فرمودند:
حضرت امام سجاد علیه السلام در شب شهادتش به فرزندش، امام محمد باقر، فرمود:« پسرم، برایم آب بیاور تا وضو بگیرم.»
امام محمد باقر برخاست و ظرفی آب آورد.
امام سجاد فرمودند:« این آب برای وضو شایسته نیست،‌ چرا که در آن حیوانی مرده افتاده.»
امام باقر چراغی آورد و دید موشی مرده در آن افتاده است. از این رو ظرف آب دیگری برای ایشان برد.
امام سجاد فرمود:« پسرم! این همان شبی است که به من وعده داده‌اند.»
سپس سفارش کرد به شترش که بارها با آن به حج مشرف شده بود، خوب رسیدگی کنند و غذا بدهند.[۲]

شهادت
روز شهادت امام سجاد نیز ۱۸ ، ۲۲ و ۲۵ محرم نقل شده که روز ۲۵ از شهرت بیشتری برخوردار است.
بنا بر این روایات، امام سجاد علیه السلام ۵۷ یا ۵۸ سال عمر فرمود که :
دو سال آن را در زمان حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، ده سال را در زمان امامت عموی خود حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام و ده سال را در دوران امامت پدر خود سپری فرموده است و مدت امامت خود آن امام بزرگوار نیز ۳۵ سال بوده است. [۳]

محل دفن امام سجاد علیه السلام
حضرت زین العابدین علیه السلام پس از تشییع باشکوه مردم مدینه، در بقیع که قبور بسیاری از اولیاء خداوند، همسران پیامبر، فاطمه بنت اسد و بسیاری از صحابه گرانقدر پیامبر و تعدادی از شهدای صدر اسلام در آن قرار دارد، در کنار مرقد مطهر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام، عموی بزرگوارش، مدفون گردید.
در این قطعه از بقیع عباس، عموی پیامبر، نیز دفن شده بود و بعداً حضرت امام صادق و حضرت امام باقر نیز مدفون گردیدند. این بخش دارای قبه و بارگاه بوده ولی اکنون به دست وهابیون تخریب شده است. [۴]

قاتل امام سجاد علیه السلام
حضرت علی بن الحسین علیه السلام در زمان خلافت ولید بن عبدالملک به شهادت رسید.
بنا به گفته عمر بن عبدالعزیز، ولید که حاکم جبّار و ظالمی بود، زمین را از جور و ستم لبریز کرده بود. در دوره‌ی حکومت او، رفتار مروانیان و کارگزاران آنها با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، بنی هاشم و به خصوص امام سجاد علیه السلام بسیار ظالمانه و بی‌رحمانه بود.

والی مدینه – هشام بن اسماعیل – گر چه از زمان عبدالملک بن مروان مسئول اداره شهر مدینه بود، ولی در دوران ولید رفتار ظالمانه ای با حضرت زین العابدین علیه السلام در پیش گرفت و هنگامی که به دلیل بدرفتاری زیاد با مردم مدینه از منصب خود عزل شد، او را در کنار منزل مروان نگه داشتند تا مردم از او تقاص بگیرند. او خود معترف بود که از کسی جز علی بن الحسین علیه السلام بیم ندارد، اما هنگامی که امام با جمعی از اصحاب خود از کنار او عبور کردند، هیچ یک به او متعرض نشدند و از او شکایتی نکردند. این جا بود که هشام فریاد زد:« الله اعلم حیث یجعل رسالته » (خدا می‌داند رسالت خود را در کدام خاندان قرار دهد.)
و در روایت دیگری، امام برای او پیغام داد که اگر از نظر مادی در تنگنا هستی، ما تأمینت می‌کنیم.

مورخین درباره قاتل امام با هم اختلاف دارند. بعضی معتقدند امام به دست ولید مسموم شد، و برخی دیگر معتقدند به دست هشام بن عبدالملک، که برادر خلیفه بود؛ اما به هر حال، او نیز نمی توانست بدون اجازه ولید، مرتکب قتل امام شود. [۵]

مردم مدینه و اندوه شهادت امام سجاد علیه السلام
خبر شهادت حضرت زین العابدین علیه السلام که با عملکرد انسانی و الهی خود، همگان را مجذوب خود کرده و با مجاهدت سی و پنج ساله خود، تصویری منور و متعالی از امامت در ذهن جامعه اسلامی ترسیم کرده بود، به سرعت در شهر پیچید و همه برای تشییع جنازه او حاضر شدند.
سعید بن مسیب چنین روایت می کند:« وقتی امام به شهادت رسید، همه ی مردم، از نیکوکاران گرفته تا بدکاران، برای تشییع جنازه‌اش حاضر شدند. همه زبان به ستایش او گشوده بودند و سیل اشک از دیدگان همگان جاری بود. در تشییع جنازه‌ی امام همه مردم شرکت کرده بودند و حتی یک نفر در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله باقی نمانده بود.» [۶]

حضرت زین العابدین علیه السلام شتری داشت که بر اساس بعضی از روایات بیست و دو بار با او به حج رفته بود، اما در تمامی این مدت حتی یک ضربه تازیانه هم به او نزده بود. امام در شب شهادت خود سفارش کرد به این شتر رسیدگی شود.
وقتی امام به شهادت رسید، شتر یکسره به سوی قبر مطهر امام رفت، در حالی که هرگز قبر امام را ندیده بود. خود را به روی قبر انداخت و گردن خود را بر آن می زد و اشک از چشم هایش جاری شده بود.

خبر به حضرت امام باقر علیه السلام رسید.
امام کنار قبر پدر رفت و به شتر گفت:« آرام باش. بلند شو. خدا تو را مبارک گرداند.»
شتر بلند شد و برگشت ولی پس از اندکی باز به قبر برگشت و کارهای قبل را تکرار کرد.
امام باقر باز آمد و او را آرام کرد ولی بار سوم فرمود:« او را رها کنید! او می‌داند که از دنیا خواهد رفت.»
سه روز نگذشت که شتر از دنیا رفت. [۷]
 

منابع :
[۱].بحارالانوار، ج ۴۵،‌ ص ۲۰۰ و ۱۳۵
[۲].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۴۸، حدیث ۴
[۳]بحارالانوار،‌ ص ۱۵۱، حدیث ۱۰ (به نقل از کشف الغمه ) و ص ۱۵۲ الی ،۱۵۴ اصول کافی،‌ ج ۱، ص ۴۶۸، حدیث ۶
[۴].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۵۱، حدیث ۱۰
[۵].بحارالانوار،‌ج ۴۶، ص ۱۵۲، حدیث ۱۲ و ص ۱۵۳ و ۱۵۴
[۶].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص ۱۵۰
[۷].بحارالانوار، ‌ج ۴۶، ص۱۴۷ و ۱۴۸، حدیث ۲ و ۳ و ۴ به نقل از بصائر الدرجات و اختصاص و اصول کافی ج ۱، ص ۴۶۷، حدیث ۲ و ۳ و۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.